|
خدمت
خدمت امری است پسندیده اما آنچه ارزش آن را بالا می برد و یااز ارزشش می کاهد,انگیزه هایی است که خدمت براساس آنها شکل می گیرد. برخی از هدف انگیزه خدمتشان احساس نوعدوستی وانسان گرایی است .اینان , بر اینباورند که خدمت , مرز, نژاد, عقیده ,ایمان و... را نمی شناسد بلکه هر جاانسانی یافت شود که می توان به او خدمت کرد, باید سراغش رفت . صاحبان این تفکر,اصل خدمت را ملاک و معیار می گیرنداما به متعلق آن کاری ندارند.
البته این طرز تفکر, در حد خودش , در خور ستایش است اما کامل نیست . انگیزه برخی از مردم , در خدمت رسانی , یک نوع داد و ستداست یعنی قدمی بر می دارند تا قدمی برایشان برداشته شود. دراین بینش محور خدمت , جلب خدمتگزاری !ازارزشی برخوردار نیست زیرا نه انگیزه مردمی در آن وجود دارد و نه احساس نوعدوستی . اینان خدمت می کنند, تا به نام و نانی برسند شهرت و مقامی بدست آورند یا به اغراض واهدف سیاسی و مانند آن دست یابند عشق و علاقه به اصل خدمت ندارند بلکه انگیزه اساسی آنان مقاصداجتماعی و دنیایی است ! برخی ازافقی بالا به انسانها می نگرند و در بینش , آنان , همه مردم [عیال] خداوندند. خدمت به خلق در تفکر واندیشه اینان , نوعی عبادت و تقرب به پروردگار است . کار و خدمت صاحبان این فکر, هم حسن فاعلی دارد و هم از حسن فعلی , برخورداراست . به عقیده ایشان تنها مفید بودن عمل کافی نیست بلکه باید فاعل نیز, نیت و هدف خیر داشته باشد. صاحبان این نظر می کوشند که ضمن مفید شکل عمل , روح معنویت را نیز بر آن حاکم سازند, تا ثمره این حرکت خیرخواهانه , آنان رااز منزل خودخواهی و هواپرستی خارج و منزل صفا واخلاص برساند . پیدایش این نگرش , تنها در سایه تفکر دینی و جهان بینی الهی ممکن است . در مقام ارزشگزاری خدمتها, خدمت نشات گرفته ازاین جهان بینی , ازارزشمندترین آنها به شمار می رود به همین جهت , در فرهنگ دینی , عمل و خدمتی مایه ارزش و عامل کمال آدمی است که انگیزه انجامش , قرب و رضایت خداوند باشد. حکومت و خدمت آنچه تاکنون درباره خدمتگزاری ,اهمیت و جلوه های آن نگاشتیم , بیشتر, بر محور خدمتهای فردی و مردمی تاکید داشت اما بخش عمده و اساسی خدمتگزاری , خدمت دولتها و حکومتهاست زیرا آنهااز سویی منابع ملی و ثروتهای عمومی را دراختیار دارند واز سوی دیگر,از امکانات اجرایی و راههای به کارگیری آن برخوردار. دراین بخش دو مطلب را یادآور می شویم : -1خدمتگزاری دولتمردان وارزش آن . 2- ایجاد روحیه و زمینه خدمتگزاری توسط آنها. پیش از آن که به بررسی این بحث بپردازیم ذکر نکته ای ضروری می نماید: فرهنگ حکومتها, نقش زیربنایی در خدمتگزاری و عدم آن دارد. در حکومتهای طاغوتی[ فرهنگ منیت] حاکم است . در نقطه مقابل , حکومتهای الهی واسلامی قرار دارند. که فرهنگشان[ فرهنگ عبودیت] است . در بینش سردمداران طاغوتی , همه چیز بر محور[ من] واشباع شهوات و غرایز شخصی دور می زند و شکل می گیرد. چنین حاکمانی , تنها به منافع و تامین خواسته های خویش را می اندیشند. مردم در نظراینان ,از شخصیت و هویت مستقل وانسانی برخوردار نیستند و ازاین روی از هر عاملی که پایه های قدرت آنان را استوار سازد, سود می جویند گر چه به قیمت فدا شدن ملت و جامعه تمام شود. در بینش دولتمردان اسلامی , جز کار و خدمت مخلصانه و صادق , چیز دیگری مطرح نیست .این جاست که[ تشنگان قدرت از شیفتگان خدمت] جدا می شوند در منابع اسلامی , به حاکمان و دولتمردان که با قوانین اسلام برمردم حکومت می کنند, سفارش شده است که همواره کانون مهر و خدمتگزاری مردم باشند. علی[ ع] به فرماندار مصر چنین توصیه می کند: واشعر قلبک الرحمه للرعیه للرعیه لهم واللطف بهم ولاتکونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اکلهم , فانهم صنفان امااخ لک فی الدین واما نظیر لک فی الخلق و مهربانی بر رعیت را برای دل خود پوششی گردان و دوستی ورزیدن با آنان را و مهربانی کردن با همگان . و مباش همچون جانوری شکاری که را غنیمت شماری ! چه رعیت دو دسته اند! دسته ای برادر دینی تواند و دسته دیگر در آفرینش با تو همانند. اگر محور مسؤولیت پذیری , عبودیت حق و خدمت به مردم باشد, هیچ گاه حکومت و ریاست , به صورت هدف و طعمه در نمی آید بلکه امانتی است در اختیار حاکم . اینک اشارتی کوتاه به عوامل موثر درایجاد روحیه خدمتگزاری : 1- تبلیغات تبلیغات , نقش عمده ای در تشویق و ترغیب خدمتگزاری مردم برای خدمتگزاری دارد. دولت , علاوه برایجاد روحیه خدمتگزاری در مردم , می بایست , خدماتی که برای مردم انجام می دهد, صادقانه با آنان در میان بگذارد. طرحها و برنامه هایی که امکان دارد مردم دراجرای آن نقشی داشته باشند, به آنان ابلاغ کند. برای اطمینان مردم به دولتمردان , ضروری است ازاخبار مبالغه آمیز و گزافه گوییها در زمینه بیلان خدمات و وعده هایی که رسیدن به آنها, به زودی , میسور نیست ,اجتناب شود. -2 ضرورت تشویق و تنبیه مساله دیگر که درایجاد زمینه و روحیه خدمتگزاری موثراست , تشویق و تنبیه بجا و بموقع است . حکومت اسلامی نباید خدمت و خیانت را یکسان ببیند و با نیک و بد, برخورد مساوی داشته باشد زیرااین گونه برخورد,زمینه خدمتگزاری را در مردم از بین می برد. 3- انتخاب کارگزاران صالح دولت و حکومت اسلامی وقتی موفق به ارائه خدمات وایجاد جو و فضای خدمتگزاری خواهد بود که از مدیرانن و کارگزاران شایسته و واجد شرایط برخوردار باشد.انتخاب صحیح در کاراجرایی ویژه در کارهای کلیدی , مهمترین مساله برای زمامداران است . بازسازی مراکز خدمت رسانی و مدیریت کشور و پاکسازی آنهااز عوامل ناسالم و ناشایسته , عامل مهمی درایجاد زمینه خدمتگزاری دولت و مردم به شمار می آید. -4ایجاد جواعتماد وامنیت ایجادانگیزه خدمت و گسترش آن در بین مردم , فضای مناسبی را می طلبد. دولت , می توانداین نقش را داشته باشد و زمینه های مناسب را, برای عرضه خدمت از سوی مردمان خدمتگزارایجاد کند,از جمله :اعتماد به مردم و بهای لازم به کار آنان .این امر سبب می گردد که مردم با عشق و علاقه به خدمات عمومی روی بیاورند و بسیاری از نابسامانیهای اجتماعی را سامان دهند و جامعه را به عطر دل انگیز خدمت و کمک به همنوع معطر کنند.این جواعتماد, بسیاری از بدگمانیها رااز بین می برد و در نهایت رنج و مشقت دولت را دراداره جامعه می کاهد. روحانیان و خدمتگزاری در طول تاریخ , خدمتگزاران فراوانی بوده اند که دست به خدمات ارزنده و چشمگیری زده اند وجودشان مایه برکت و خیر برای مردم بوده است . اموال و ثروتهایی که به عنوان[ موقوفه] در حوزه فرهنگ اسلامی دیده می شود گوشه ای ازاین خدمتهای ماندگاراست . بناهای خیریه , مساجد, تکایا, پلها و بسیاری از تاسیسات عام المنفعه دیگر, دلیل آن است که همواره انسانهای خدوم و خدمتگزار در جامعه بوده اند که وجودشان منشا آثار و خدمات مفید و مردمی گردیده است . چهره هایی که عمر خود را در پی کسب ابتکار واختراع و بذل دانش و شکوفایی استعدادها گذاشتند و به مردم و جامعه خدمت کردند. عالمان راستین و درد آشنایی که خدمتگزاری با روح و جانشان آمیخته و علاوه برانجام وظیفه , پیدایش حادثه و ضرورت ایثار, در کنار مردم و با مردم بوده اند. مردم , روحانیان را خدمتگزاران بی منتی می شناسند که در تاریخ منشا برکات و خدمات فراوانی بوده اند. اهل علم ,از متن مردم و جامعه برخاسته و با آنان در تکالیف اجتماعی و همقدم بوده است . پر واضح است که اگر خدمت از هرکس پسندیده است ,ازاهل زیبنده تر و زیباتراست . در پایان , به فرازی از سخنان امام خمینی , رحمه الله علیه , که خورشید وجودش ازافق حوزه نمایان گشت و شعاعش همگان را فرا گرفت و این راه هستی اش را فدا ساخت , گوش جان می سپاریم . به امید آن که راه و کلام اوالگوی رفتار و گفتارمان گردد: تا حیات دارم خدمتگزار همه هستیم : خدمتگزار ملتهای اسلامی , خدمتگزار ملت بزرگ ایران , خدمتگزار دانشگاهیان و روحانیون , خدمتگزار همه قشرهای کشور و همه قشرهای کشوراسلام و همه مستضعفین . |+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در شنبه هفدهم اسفند 1387 و ساعت 8:52 فوائد خدمت گذاری
بدون شک مهمترين ثمره و نتيجه ي خدمت به مردم خشنودي و رضاي خداست ، چه اين که خداوند انساني را که به ديگران خدمت مي کند بدون اجر و پاداش نخواهد گذاشت و بال و پر رحمتش را بر وى بگستراند و مصداق آن اين آيه ي شريفه است که مي فرمايد : «هَل جَزاءُ الاِحْسانِ الاّ الاحسان» ، خدمت به ديگران و خدمت به خلق خدا گناهان را پاک مي کند ، چه اين که در قيامت کساني هستند که به خاطر انجام کارهاي مفيد و خدمت به مردم البته با اهداف و نيات الهي از آتش دوزخ در امان مي مانند ، بنابراين کسي که بخواهد از لطف بيکران الهي بهره اي برده باشد و در حوادث و مصائب روزگار و مسائل و مشکلات دنيا و آخرت از رحمت پروردگار بي بهره نماند و براي نجات در روز جزا و داشتن سرمنزلي آباد در آخرت ، بهترين راه آن خدمت به خلق خداست چنان که پيامبر (ص) مي فرمايد : «هر کس به برادر خود خدمت کند خداوند متعال در بهشت، غلامان را خدمت گزار او قرار مىدهد و او را با اولياء و خوبان همنشين مىنمايد و کسى که برادر دينى خود را با وسيله نقليه جابه جا کند خداوند او را در بهشت بر اشتران بهشتى سوار مىکند» انسان در هر زمينه اي که توانايي دارد اگر از اين توانايي در جهت رفاه و آسايش مردم استفاده کند خداوند نيز قدرت و توان او را بيشتر خواهد نمود . امام خميني ( ره ) خدمت به خلق را داراي ارزش مي داند و از مقاصد و اهداف الهي بر مي شمارد . از ديگر فوايد و محاسن خدمت گزاري و کمک به مردم رضايت و شفاعت پيامبر (ص) و ائمه ي معصومين (ع) است ، چنانکه امام على (عليهالسلام) مىفرمايد: مَنْ سَرَّ مومنا فَقَدْ سَرَّنى ؛ «هر کس مؤمنى را شاد کند مرا شاد کرده است » . خدمت و کمک به ديگران موجب ايجاد احساس آرامش و خشنودي خود انسان مي شود ، چه اين که بارها اتفاق افتاده يا ديده ايم کساني که به ديگران کمک مي کنند و حتي خود ما پس از هر کمکي ، در وجود خود ، احساس مفيد بودن و ارزشمند بودن را حس کرده ايم . توانايي انسان در هر زمينه اي " اين توانايي ممکن است آموختن علم و دانش به ديگران ، کمک مالي ، دادن غذا به در راه مانده اي ، نجات اسيري از بند ،حتي ايجاد لبخند بر لب ديگران و هزاران چيز ديگر " زماني مفيد و داراي ارزش است که جهت خدمت به مردم باشد . از طرفي کمک و خدمت به مردم دعاي خير آنان را در پي دارد که اين هم مي تواند از فوايد و نتايج خدمت گزاري باشد چه اين که بارها شنيده ايم که دعاي خير مردم يار و همراه خدمت گزاران به مردم است ؛ زيرا دعاى آنان درباره خدمت رسان و احسانکننده به اجابت خواهد رسيد. |+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در شنبه هفدهم اسفند 1387 و ساعت 8:29 ايا بدون روحيه خدمتگذاري فاصله ها وتبعيض ها و معروميت ها بر طرف خواهد شد؟
دانى كه خدا چرا تو را داده دو دست؟ يك دست به كار خويشتن پردازى بادست دگر ز بىكسان گيرى دست من معتقدم كه اندر آن سرّى هست بادست دگر ز بىكسان گيرى دست بادست دگر ز بىكسان گيرى دست حسّ بشرى دنيا، بسترى براى ساختن خانه آخرت است. كار نيك، احسان به مردم، خدمت صادقانه به ديگران، لذّت بردن از كمك رسانى به محتاجان، ابزار و مصالحى است كه «سراى آخرت» را براى انسان بنيان مىنهد و آباد مىسازد و اين توفيقى است كه در همه كس نيست و لطفى است الهى كه بر دست برخى از بندگان شايسته جارى مىشود و به مردم مىرسد. سيادت و سرورى نيز به فرموده حضرت رسول ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ در سايه خدمت به مردم و دلسوزى براى آنان است: «سيّد القوم خادِمُهم»[1] گاهى بعضى از اعضاى بدن «بى حسّ» مىشود و هيچ درد و جراحت و آزارى را درك نمىكند. اين «عصب مُردگى»، گاهى هم در اندام روح بشر پديد مىآيد. آدمها هم گاهى «احساس» خويش را از دست مىدهند و از رنج ديگران و محروميّت فقيران و نيازهاى نيازمندان، تأثر و و تألّمى در خود حسّ نمىكنند و عضوى جدا شده از پيكره جامعه مىشوند. اين نيز نوعى «عصب مردگى انسانى» است. اگر سعدى مىگويد: «بنى آدم اعضاى يك پيكرند ...»، الهام از فرموده حضرت رسول ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ است كه آدمىزادگان را همچون اعضاى يك جسد دانسته كه همه با هم پيوند دارند و «چو عضوى به درد آورد روزگار دگـر عضـوهـا را نمـانـد قـرار». حال اگر با درد يك عضو، عضو ديگر احساس درد نكرد، يا جدا شده از آن پيكر است، يا دچار «بى حسّى» است، يعنى نوعى «مُردگى»! تو كز محنت ديگران بى غمى نشايد كه نامت نهند آدمى نشايد كه نامت نهند آدمى نشايد كه نامت نهند آدمى |+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در شنبه هفدهم اسفند 1387 و ساعت 8:23 عبادت يا خدمت به خلق؟
|+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 11:37 تاثیر خدمتگزاری در فرد خدمتگزار
خدمت کردن و خدمت گزاری به مردم خدمت به خداست. اگر خدا را دوست داری بندگان خدا را خدمت گزار باش و بدان که اگر بنده ای را شاد کنی هزار بار بهتر از آن است که شب و روز به ورد و ذکر مشغول باشی. مومن در بینش و نگرش قرآنی کسی است که به همه آفریده ها به عنوان موجودات مستحق خدمت می نگرد و اگر دست به دعا و نیایش برداشت از خداوند می خواهد که هر گرسنه ای از انسان و غیر انسان و یا کافر و مومن سیر کند و هر بی پوشاکی را بپوشاند و هر بینوایی را نوا و هر بی پناهی را پناه و هر اسیری را آزاد سازد. خدمت به آفریده های الهی که آدمی را به بالاترین سطح کمال بشری می رساند و افزون بر انجام تکلیف و ماموریت و وظیفه خلافت الهی شخص را به عالی ترین درجات بالا می برد. یکی از عناصر قواعد اخلاقی مجموعه جهان خدمت است. که برای به نتیجه رسیدن تکامل بشریت وجود آن لازم خواهد بود ، در واقع آنچه در سطح رفتاری فرد لازم می آید خدمت کردن است نه به دلیل اینکه ما را آدمهای خوبی بدانند بلکه برای اینکه بدون خدمت کردن هیچ کس امکان رشد را نمی یابد .یکی از فاکتورهای که باید همیشه در نظر داشت این است که باید خدمت را از نیکوکاری جدا نمود ، در واقع خدمت عملی سخاوتمندانه و کمک از یک فرد به فرد دیگر در موقعیتی برابر است در حالی که نیکوکاری بخشش از سوی کسی است که دارد به کسی که ندارد.در یک زندگی معقول نیکوکاری جای خود را به خدمت می دهد و در نتیجه یک رابطه دوجانبه ایجاد می شود و در این ارتباط ، هم دریافت و هم ایثار هر دو باهم صورت می گیرد در واقع ما در حال خدمت خودخواهی را نابود می کنیم و تساوی خود را با دیگران برقرار می سازیم. برخی از لوازم خدمت برای یک شخص 1- معرفت نفس: در مرحله اول ابتدا باید شخص توانایی ها و استعدادهای خود را بشناسد و قوای خود را در جهت خدمت به کار گیرد. 2-درک: شخص باید به این درک برسد که هیچ کس نمی تواند ضرورت اساسی خدمت را در زندگی بشر انکار کند . و خدمت را به عنوان یک اصل برای زندگی بهتر بپذیرد. 3-عشق: بدون عشق انجام هیچ کاری نتیجه مطلوب را نمی دهد. شخص خادم می بایست عشق به همدوستی همنوعی و خدمت به دیگران را در خود پرورش دهد و حس خودخواهی را در خود تا حد امکان کاهش دهد. 4-اراده : داشتن اراده سالم بستگی به رشد و تکامل لازم در معرفت نفس یا حب نفس دارد. و نتیجه یک اراده آزاد انسانی خدمت به همنوع است. منبع: کتاب روانشناسی معنوی با اندکی تغییرات
|+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 11:35 نکته قرآنی
عنایت قرآن کریم بر توجه به دیگران، به حدی است که انفاق و گرهگشایی از کار دیگران را از شرایط مهم بهرهجستن از روح هدایتگری قرآن میداند. چنان که خداوند در آیههای دوم و سوم سوره بقره میفرمایند: " ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ " آن کتاب ( قرآن) که تردیدی در آن راه ندارد، مایه هدایت پرهیزکاران است. " الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ " (پرهیزکاران) کسانی هستند که به غیب( یعنی آنچه از حس، پوشیده است) ایمان دارند و نماز به پا میدارند و از مواهبی که روزیشان دادیم، انفاق میکنند. بنابر این آیات خداوند، آنهایی را هدایت میکند و کسانی را از شهد شیرین حقایق خود مینوشاند که در کنار ایمان به غیب و بهپاداشتن نماز، اهل انفاق و در اندیشه احسان و خدمت به دیگران نیز باشند. از منظر وحی، بین خدمت به مردم و محبوبیت نزد خداوند، رابطه تنگاتنگی وجود دارد و همینگونه است میان توجه به مردم و ایمنی از عذاب خداوند. پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: مردم، خانواده خدا هستند و محبوبترین انسانها نزد خدا، کسانی هستند که به خانواده خدا نفعوسود برسانند. همچنین فرمودند: به درستی که برای خداوند، بندگانی است که آنها را برای برآوردن حوائج مردم برگزید که مردم برای رفع حوائج خویش، به آنها پناه میبرند، این بندگان فریادرس، از عذاب خداوند در امان خواهند بود.
|+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 11:34 عوامل موثر درايجاد روحيه خدمتگزاری
1- تبليغات تبليغات ، نقش عمده ای در تشويق و ترغيب خدمتگزاری مردم برای خدمتگزاری دارد. دولت , علاوه برايجاد روحيه خدمتگزاری در مردم , مي بايست , خدماتی که برای مردم انجام می دهد, صادقانه با آنان در ميان بگذارد. طرحها و برنامه هايی که امکان دارد مردم دراجرای آن نقشی داشته باشند, به آنان ابلاغ کند. برای اطمينان مردم به دولتمردان، ضروری است از اخبار مبالغه آميز و گزافه گوييها در زمينه بيلان خدمات و وعده هايی که رسيدن به آنها، به زودی، میسر نيست، اجتناب شود. 2-ضرورت تشويق و تنبيه مساله ديگر که درايجاد زمينه و روحيه خدمتگزاری موثراست , تشويق و تنبيه بجا و بموقع است . حکومت اسلامی نبايد خدمت و خيانت را يکسان ببيند و با نيک و بد, برخورد مساوی داشته باشد زيرا اين گونه برخورد,زمينه خدمتگزاری را در مردم از بين می برد. 3-انتخاب کارگزاران صالح دولت و حکومت اسلامی وقتی موفق به ارائه خدمات وايجاد جو و فضای خدمتگزاری خواهد بود که از مديران و کارگزاران شايسته و واجد شرايط برخوردار باشد.انتخاب صحيح در کار اجرايی ويژه در کارهای کليدي , مهمترين مساله براي زمامداران است . بازسازی مراکز خدمت رسانی و مديريت کشور و پاکسازی آنها از عوامل ناسالم و ناشايسته , عامل مهمی درايجاد زمينه خدمتگزاری دولت و مردم به شمار مي آيد. 4- ايجاد جواعتماد وامنيت ايجادانگيزه خدمت و گسترش آن در بين مردم , فضای مناسبی را می طلبد. دولت , می تواند اين نقش را داشته باشد و زمينه های مناسب را, براي عرضه خدمت از سوی مردمان خدمتگزارايجاد کند,از جمله: اعتماد به مردم و بهای لازم به کار آنان .اين امر سبب می گردد که مردم با عشق و علاقه به خدمات عمومی روی بياورند و بسياری از نابسامانيهای اجتماعی را سامان دهند و جامعه را به عطر دل انگيز خدمت و کمک به هم نوع معطر کنند. اين جواعتماد, بسياری از بدگمانيها را از بين می برد و در نهايت رنج و مشقت دولت را در اداره جامعه می کاهد. |+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 11:32 خدمت رسانی در سیره امام رضا (ع)
خدمت كردن به مردم به معنای برآوردن نیازهای آنان از راههای درست است. این موضوع را به دو لحاظ می توان به مادی و معنوی تقسیم كرد.
خدمتگزاری به مردم اعم از آن كه مادی یا معنوی باشد در فرهنگ اسلامی، یكی از عبادت های پر اهمیت به شمار می آید. نقل است پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمودند: هر كس نیازی از برادر مؤمنش را برآورد مانند آن است كه عمری خدای بزرگ را عبادت كرده باشد.[1] مهم ترین نیاز بشر در این دنیا، داشتن «حیات طیبّه» یعنی زندگی پاك است زندگی ای كه در آن نه فقط آلودگی هایی مانند دشمنی كردن با یكدیگر،حق كشی و حق پوشی وجود ندارد بلكه سراسر آن از عدالت خواهی، صلح، ایثار و كرامت انسانی موج می زند. خداوند مهربان تحقق «حیات طیبّه» را در گرو ایمان و عمل صالح می داند و در قرآن كریم می فرماید: «هر مرد و زن مؤمنی كه عمل شایسته انجام دهند آنان را به حیاتی پاك زنده می كنیم و در آخرت نیز به آنان، بهتر از آنچه انجام داده اند می بخشیم.[2] از اینرو پیامبران الهی و پیشوایان معصوم ـ علیهم السلام ـ را باید، بزرگ ترین خدمتگزاران به مردم دانست زیرا آنان راههای رسیدن به خوشبختی در دنیا و آخرت را به مردم نشان دادند و در این طریق زحمت های طاقت فرسایی كشیدند بنابراین آشنا شدن با روش رهبران الهی در خدمت كردن به مردم، موجب می شود جوامع دینی بلكه تمام مردم جهان، حقوق واقعی شان را بشناسند و با عمل كردن به آن زندگی ای پاك بیابند. آنچه در این مقاله، مختصراً به آن می پردازیم خدمت رسانی در سیره امام رضا ـ علیه السلام ـ است. آن حضرت برای تحقق «حیات طیبه» در جامعه انسانی، خدمات ارزنده، پربركت و فراوانی انجام دادند كه آن را در چند بخش می توان توضیح داد. 1. خدمات علمی و فرهنگی از آنجا كه پایه های اصلی «حیات طیبه» ایمان و عمل صالح به شمار می آید و آن نیز بدون شناختن معارف الهی حاصل نمی شود. حضرت رضا ـ علیه السلام ـ با پرداختن به مسائل فرهنگی به جامعه اسلامی بلكه تمام عالم انسانی خدمت بسیار بزرگی كردند. این موضوع را از جنبه های مختلفی می توان بررسی كرد. الف) تبلیغ معارف حقیقی اسلام دشمنان خدا از بعثت رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ تا به حال كوشیده اند با اجرای نقشه های گوناگون از گسترش جغرافیای تعالیم جهانی و سعادت بخش اسلام جلوگیری كنند. امّا آن حضرت و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ با تلاش پی گیر، دلسوزانه و مخلصانه، به تبلیغ معارف قرآنی بین مردم پرداختند و در این راه مشكلات فراوانی كشیدند و از دادن مال و جان دریغ نكردند در دوره امامت حضرت علی بن موسی الرضا ـ علیهما السلام ـ عباسیان به ویژه مأمون با حمایت كردن از اندیشه های باطل می كوشیدند از گسترش هر چه بیشتر تعالیم وحیانی، میان مردم جلوگیری كنند و نگذارند آنان در مسیر آموزه های پیشوایان معصوم ـ علیهم السلام ـ پیش بروند. در چنین اوضاعی امام رضا ـ علیه السلام ـ تبلیغ معارف حقیقی اسلام را مهم ترین خدمت به مردم دانست از اینرو علاوه بر پرداختن به مسائل مهم اعتقادی، احكام شرعی، مباحث اخلاقی و دیگر معارف دینی را در فرصت های مناسب برای مردم بیان می فرمود. نقل است هنگامی كه مأمون، حضرت رضا ـ علیه السلام ـ را مجبور كرد از مدینه به مركز حكومت یعنی مرو بیاید، آن حضرت در نیشابور به تقاضای مردم برای آنان سخنرانی كرد و فرمود: پدرم حضرت موسی بن جعفر ـ علیهما السلام ـ از پدرش امام صادق ـ علیه السلام ـ او نیز از پدرش امام باقر ـ علیه السلام ـ او هم از پدرش زین العابدین ـ علیه السلام ـ او نیز از پدرش حسین ـ علیه السلام ـ شهید كربلا، او هم از پدرش علی ـ علیه السلام ـ نقل كرده است كه پسر عمویم رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: جبرئیل به من گفت: شنیدم خدای عزیز و سبحان می فرماید: كلمه«لا اله الا الله» دژ محكم من است هر كس در آن آید در امان می ماند. سپس آن حضرت در ادامه فرمودند: البته این موضوع، شرط و شروطی دارد كه من یكی از شروط آنم.[3]یعنی آنچه می تواند انسان را از خطر انحراف و عذاب خداوند بزرگ نجات دهد. توحید باوری با رویكرد ولایت پذیری است و به عبارت دیگر به باور آن حضرت، یكتاپرستی و پذیرفتن ولایت و امامت اهل بیت ـ علیهم السلام ـ مهم ترین موضوعی است كه می تواند مردم را از دام گمراهی و گرفتار شدن به عذاب پروردگار برهاند و آنان را به خوشبختی برساند. پاسخ به پرسش های اعتقادی نیز بخش دیگری از خدمات فرهنگی آن حضرت به مردم بود. از عبدالسلام بن صالح هروی معروف به ابا صلت هروی نقل است: از حضرت رضا ـ علیه السلام ـ پرسیدم: ای پسر رسول خدا! ـ صلی الله علیه و آله ـ این كه در حدیث است، مؤمنان در منزل های بهشتی اشان خداوند را زیارت می كنند معنایش چیست؟ امام ـ علیه السلام ـ فرمودند: ای ابا صلت! همانا خداوند متعال، حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ را بر تمام آفریدگانش حتی انبیا و فرشتگان برتری داده است و پیروی كردن از او را اطاعت از خود می داند چنان كه زیارت كردن آن حضرت را در دنیا و آخرت، زیارت كردن خودش می شمارد. در قرآن كریم می فرماید: هر كس از پیامبر پیروی كند، همانا مرا اطاعت كرده است.[4] و در آیه دیگری می فرماید: ای پیامبر! به راستی آنان كه با تو هم پیمان شده اند همانا با خداوند پیمان بسته اند، دست خدا بالای دست های آنان است.[5]و نیز پیامبر فرمود: هر كس مرا هنگام زندگی یا پس از مرگم زیارت كند به یقین خداوند بزرگ را زیارت كرده است. مقام پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در بهشت از همگان برتر است پس هر كس او را با این رتبه زیارت كند، به یقین خداوند را زیارت كرده است. عبدالسلام در ادامه می گوید: از امام رضا ـ علیه السلام ـ پرسیدم چرا می گویند: ثواب ذكر «لا اله الا الله» به اندازه نگاه كردن به صورت پروردگار است؟ آن حضرت فرمود: هر كس باور كند خداوند هم مانند آفریدگانش صورتی دارد به یقین كافر و گمراه است ولی بدان! پیامبران و حجّت های آفریدگار «صلوات الله علیهم» صورت اویند زیرا مردم به راهنمایی آنان، به خدا و دین روی می آورند، چنان كه خدای متعال در قرآن كریم می فرماید: هر آنچه در عالم هستی است به فنا می رود. و فقط وجه (ذات) پرودگارت كه با عظمت و بزرگوار است باقی می ماند.[6] و نیز می فرماید هر چیزی جز وجه (ذات) خداوند نابود می شود.[7] بنابراین نگاه كردن به پیامبران خدا و حجّت های او با مقام های بهشتی اشان در آخرت، پاداش بزرگی برای مؤمنان است، همان گونه كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر كس دشمن اهل بیتم باشد با من دشمن است و او در آخرت مرا نمی بیند، من نیز او را نمی بینم و فرمود: میان شما كسانی وجود دارند كه وقتی از من جدا شدند دیگر مرا نخواهند دید. امام رضا ـ علیه السلام ـ در ادامه فرمودند: ای ابا صلت! نمی توان خدا را به مكان شناساند. دیدگان او را نمی بینند و اندیشه ها به ذاتش پی نمی برند. اباصلت می گوید: از آن حضرت پرسیدم: آیا بهشت و جهنم، اكنون نیز وجود دارند یا خیر؟ امام ـ علیه السلام ـ فرمودند: آری! رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ شب معراج بهشت و جهنم را دید. گفتم به باور برخی، بهشت و جهنم هنوز آفریده نشده اند. فرمود: ایشان از ما و ما از آنان نیستیم هر كس وجود بهشت و جهنم را انكار كند. ما و پیامبر را دروغ گو دانسته است. چنین كسی بهره ای از ولایت و دوستی ما ندارد و برای همیشه در جهنم می ماند. خدای بزرگ در قرآن كریم می فرماید: این است آن دوزخی كه مجرمان انكارش می كردند اكنون میان آب های جوشانش دور می زنند و نیز حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: شب معراج كه مرا به آسمان ها بردند، جبرئیل دستم را گرفت و به بهشت برد و از خرمای آن به من داد، وقتی از آن خوردم، نور فاطمه ـ علیهم السلام ـ در من به وجود آمد آنگاه به زمین برگشتم نزد خدیجه رفتم او از من به فاطمه ـ سلام الله علیها ـ باردارشد آری! فاطمه ـ علیهما السلام ـ انسان بهشتی گونه ای است هر گاه مشتاق بهشت می شوم. او را می بویم زیرا بوی بهشت می دهد.[8] علاوه بر آنچه بیان شد حضرت رضا ـ علیه السلام ـ به پرسش های اعتقادی فراوانی پاسخ داده است كه برخی آنها عبارت است از: ـ پاسخ به پرسش گروهی از مردم ماورالنهر درباره مكان، حالت و تكیه گاه خداوند. ـ پاسخ به پرسش محمد بن عرفه درباره قدرت آفریدگار جهان. ـ پاسخ به پرسش حسین بن بشار درباره علم پروردگار سبحان. ـ پاسخ به پرسش صفوان بن یحیی درباره اراده حضرت حقّ. ـ پاسخ به پرسش حسین بن خالد درباره خلقت صورت حضرت آدم ـ علیه السلام ـ. ـ پاسخ به پرسش عبدالعزیز بن مسلم درباره این كه آیا پروردگار متعال هم مانند انسان فراموشی دارد یا خیر؟ ـ پاسخ به پرسش محمد بن سنان درباره این كه آیا خداوند پیش از آن كه مخلوقات را بیافریند خودش را می شناخت یا خیر؟ ـ پاسخ به پرسش حمدان بن سلیمان درباره این كه آیا كارهای انسان مخلوق خداوند است یا خیر؟[9] بیان مسائل شرعی و فلسفه احكام نیز یكی از برنامه های تبلیغی امام رضا ـ علیه السلام ـ در خدمتگزاری فرهنگی به مردم بود. -------------------------------------------------------------------------------- [1] . علامه مجلسی، بحارالانوار ج93،ص 383. [2] . نحل، 97، تفسیر نمونه، ج11، ص 349 ـ 350. [3] . پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، ص 495، مؤسسه تحقیقاتی و تعلیماتی امام صادق ـ علیه السلام ـ چاپ نهم، زمستان 1378. [4] . نساء 80. [5] . فتح10. [6] . رحمن 20. [7] . قصص28. [8] . شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج1 و 2، ص 99-101 مترجمان، ساعدی محمد باقر و رضایی عبدالحسین، انتشارات كتابفروشی اسلامیه، چاپ 1396 هـ ق. [9] . همان، ص 101-136. |+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 11:31 وظایف خدمتگزاران در نظام جمهوری اسلامی ایران
وظایف خدمتگزاران در نظام جمهوری اسلامی ایران "از زبان رهبر فقید انقلاب" امام عظیم الشأن در مجموعه گفتار های خود برای مسئولین ، دولتمردان و نهادهای مسئول در جامعه ، در باب خدمت و خدمتگزاری به نکات ظریفی اشاره داشته اند . دریک جمع بندی ساده نکات برجسته ای از این سخنان ارئه خواهد شد تا خدمتگزاران به نظام الهی اسلام در خدمت به مردم شریف ایران ، معیارهائی برای تلاش مقدس خود داشته باشند . الف - تواضع و جلب محبت مردم برای ایجاد پایگاه مردمی "کوشش کنید که پایگاه ملی برای خودتان درست کنید ، ... هرچه صاحب منصب ارشد باشد ، باید بیشتر خدمتگزار باشد ، مردم بفهمند که هر درجه ای که این بالا می رود ، با مردم متواضع تر می شود ... کاری بکنید که دل مردم را بدست آورید . "... آقا کاری بکنید که محبت مردم را جلب کنید ، این هم رضای خدا در آن هست ، هم راحتی خودتان در آن هست و هم برای کشورتان مفید است ب - مردم داری و رفتار خوب با مردم امام راحل (ره) در جهت مردم داری و رفتار خوبی که باید در سکنات هر مسئول و دولتمردی وجود داشته باشد ، سخن های بسیاری داشته اند ، فرازهای ذیل برداشتی از سخنان آن عزیز می باشد . ب 1 - رفتار اسلامی "همه بدانیم که عقل هم اقتضا می کند به همان طوری که اسلام دستور داده با مردم رفتار شود ، حکومت ها هم همانطور رفتار بکنند ، وقتی درصدر اسلام مأمورین را می فرستادند ، همان سردار بود ، همان که استاندار بود ، امام جماعت هم بود ، یعنی اینقدر مورد اعتماد مردم بود و مردم اورا به عدالت می شناختند که به او اقتدا می کردند و با او نماز می خواندند . ب 2 - عدم ایجاد نارضایتی " این ها باید حالا فکر این معنا باشند که مردم را داشته باشند و یکی از راهها یش این است که وزارتخانه ها و ادارات یک جوری باشند که نارضایتی ایجاد نکنند و بالاخره ما مردم را لازم داریم ، یعنی جمهوری اسلامی تا آخر مردم را می خواهد . " [۴] ب 3 - عدم سخت گیری " باید حرکت ما به صورتی باشد که مردم بفهمند که اسلام برای درست کردن زندگانی دنیا و آخرت آمده است ، تا ملت احساس آرامش کنند ، مردم ما خیلی زحمت کشیده اند ... مردم عادی ما تمام زحمات حکومت را متحمل می شوند ، پس ما باید به فکر مردم باشیم و بر آنان سخت نگیریم که از صحنه خارج شوند . ب 4 - جبران تلخی ها " ... و شما باید کاری بکنید که آن ذائقه تلخی که مردم در گذشته از دیگران داشته اند به ذائقه شیرینی مبدل سازید که اگر چنانچه خدای نخواسته مشکلی برایتان پیدا شد ، همین مردم کوچه و بازار بیایند و مشکل شما را رفع کنند . ج - شرکت دادن مردم در کارها "وقتی مردم دیدندکه شما در صدد خدمت به آنها هستید ، طبیعی است که آنها هم کمک به شما می کنند ... ... عمده این است که ما هم بتوانیم خدمت متقابل بکنیم و باید از مرحله لفظ و شعار بیرون برویم و به مرحلة عمل برسیم ، یعنی هر وزیری در وزارتخانة خودش واقعاٌ بین خودش و خدا ، خودش را موظف بداند به اینکه آن پرسنل ، آن جا هر کس در تحت نظر اوست ، آنها را بسیج کند به اینکه با مردم رفتار خوب بکنند و با مردم رفتار سالم داشته باشند و همین طور شرکت دادن مردم را در امور... ... آنها را کنار نگذارید ، رد نکنید ، آنها را وارد کنید در کار، وقتی وارد کردید در کار و آنها دیدند که شما می خواهید همکاری کنید با آنها ، آنها هم همکاری می کنند با شما . د – توجه به خواسته های مردم " ... شما نمی توانید کارهائی که الآن در ایران هست انجام بدهید ، الّا با هماهنگی با ملت ، هماهنگی با ملت هم این است که شما توجّه کنید به خواست اینها... ... مأمورینی که می خواهید بفرستید به اطراف ، این مأمورین را درست توجیه کنید که با ساخت مردم موافق باشند ، همانطوری که خود شما می خواهید با مردم هم فکر باشید ، این ها هم با مردم هم فکر باشند ، با روحانیان هم فکر باشند ، طوری باشد که هماهنگی داشته باشد . ه – ارزش دادن به مردم " ما باید به مردم ارزش بدهیم ، استقلال دهیم و خودمان کنار بایستیم و روی خیر و شر کارها نظارت کنیم . " ...به مجلس و دولت و دست اندرکاران توصیه می نمایم که قدر این ملت را بدانید و در خدمتگزاری به آنان خصوصاٌ مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشم ما و اولیاء نعم همه هستند و جمهوری ره آورد آنان و با فداکاری آنان تحقق پیدا کرد و بقاء آن نیز مرهون خدمات آنان است فرو گذار نکنید و خود را از مردم و آنان را از خود بدانید . و – عمل کردن به تعهدات اسلامی و خضوع در برابر قانون " مقصود این است که درحکومت اسلام ، اسلام و قانون اسلام حکومت کند ، اشخاص برای خودشان و به فکر خودشان حکومت نکنند ، مامی خواهیم احکام اسلام در همه جا جریان پیدا کند و احکام خدای تبارک و تعالی حکومت کند ، در اسلام حکومت ، حکومت قانون ، حتی حکومت رسول الـ... وحکومت امیر المؤمنین ، حکومت قانون است ، یعنی قانون خدا آنها را تعیین کرده است ،آن ها به حکم قانون واجب الاطاعه هستند . " اسلام برای برقراری قانون آمده است و پیغمبر اسلام و ائمة اسلام و خلفای اسلام ، تمام برای قانون خاضع بوده اند و تسلیم قانون بوده اند ، ما هم باید تبعیّت از پیغمبر اسلام بکنیم و از ائمة خدا بکنیم و به قانون هم عمل کنیم و هم خاضع باشیم در مقابل قانون ، قانون برای همه است . ز- اهمیت دادن به بیت المال و پرهیز از کم کاری " بیت المال مسلمین را بزرگ بشمارید ، حکومت های اسلامی باید بیت المال مسلمین را برای جلال و جبروت خودشان صرف نکنند ، بیت المال مسلمین صرف آن چیزی بشود که برای مسلمین است . " برادر ها ، امروز روز کار است ، هر کس در هر جا هست باید کار بکند ، ما می خواهیم خودکفا باشیم ، خودکفائی را با تبلیغات نمی شود کرد ، با کار می شود کرد . " من نمی فهمم کسی علاقه داشته باشد به مملکتش و آن وقت از مملکتش اجر ببرد و عمل نکند ، خوب یک اجرتی که این ها می گیرند در مقابل عمل است ، اگر عمل کم بکنند حرام است ، این اجرت جایز نیست استفاده بکنند از این . |+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 9:55 خدمت گزاری به روش نوین !
|+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 9:53 خدمتگزاری به مردم در سیره و سخن امام حسین علیه السلام
یکی از مهمترین آموزههای قرآن و اهل بیت علیهم السلام خدمتبه مردم و نیازمندان جامعه است . از دیدگاه مکتب حیاتبخش اهل بیت علیهم السلام خدمتگزاری به افراد جامعه، حد و مرزی ندارد و یک دین باور حقیقی در تمام صحنههای زندگی با الهام از رهبران آسمانی خویش میکوشد تا باری را از دوش دیگران بردارد و خدمتی را به بشر ارائه کند; گر چه فرد مخدوم، هم کیش او نباشد، البته خدمتبه اهل ایمان اهمیت ویژهای دارد .
امام حسین علیه السلام با تاکید بر این باور وحیانی میفرماید: «اعلموا ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلاتملوا النعم فتتحول الی غیرکم; (1) بدانید نیازمندیهای مردم که [به شما مراجعه میکنند] از نعمتهای الهی است پس نعمتها را افسرده نسازید [یعنی مبادا با رنجاندن مردم نیازمند کفران نعمت کنید] که این وظیفه خدمت رسانی به دیگران محول خواهد شد .» یکی از مهمترین آموزههای قرآن و اهل بیت علیهم السلام خدمتبه مردم و نیازمندان جامعه است . از دیدگاه مکتب حیاتبخش اهل بیت علیهم السلام خدمتگزاری به افراد جامعه، حد و مرزی ندارد و یک دین باور حقیقی در تمام صحنههای زندگی با الهام از رهبران آسمانی خویش میکوشد تا باری را از دوش دیگران بردارد و خدمتی را به بشر ارائه کند; گر چه فرد مخدوم، هم کیش او نباشد، البته خدمتبه اهل ایمان اهمیت ویژهای دارد . امام حسین علیه السلام با تاکید بر این باور وحیانی میفرماید: «اعلموا ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلاتملوا النعم فتتحول الی غیرکم; (1) بدانید نیازمندیهای مردم که [به شما مراجعه میکنند] از نعمتهای الهی است پس نعمتها را افسرده نسازید [یعنی مبادا با رنجاندن مردم نیازمند کفران نعمت کنید] که این وظیفه خدمت رسانی به دیگران محول خواهد شد .» بزرگ رهبر جهان اسلام حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله در پیامی جهانی به پیروان خود چنین رهنمود میدهد: «ایما مسلم خدم قوما من المسلمین الا اعطاه الله مثل عددهم خداما فی الجنة; (2) هر مسلمانی که به گروهی از مسلمانان خدمت کند خداوند متعال به تعداد آنان، خدمتگزارانی را در بهشتبه او عطا خواهد کرد .» اساسا یکی از مهمترین آرزو و درخواستهای ائمه اطهار علیهم السلام از خداوند متعال توفیق خدمتگزاری به مردم بوده است و آنان این خواسته ارزشمند خویش را در قالب دعاها و سخنان گهربار خویش ابراز مینمودند . امام سجاد علیه السلام در دعای مکارم الاخلاق با پروردگار متعال چنین نجوا میفرماید: «واجر للناس علی یدی الخیر ولاتمحقه بالمن (3) ; خداوندا! انجام کارهای خیر را برای مردم، به دست من اجرا کن و خدمات نیکم را با منت گزاری ضایع مگردان .» رفع نیاز حاجتمندان و کمک به ارباب رجوع، از نکات قابل توجهی است که در جوامع حدیثی و منابع فقهی بخشهای مستقلی برای آن منظور شده است . «قضاء حاجة المؤمن» ، «خدمة المؤمن» ، «الاهتمام بامور المسلمین» ، «الطاف المؤمن و اکرامه» برخی از عناوین این ابواب است . در متن این گفتارهای سودمند، افزون بر ثوابهای اخروی خدمت رسانی، به نتایج پربار این صلتخداپسندانه در دنیا نیز اشاره شده است . در یکی از همین روایات، حضرت سیدالشهداء علیه السلام به خدمتگزاران راستین به مردم نوید میدهد: «من نفس کربة مؤمن فرج الله عنه کرب الدنیا والاخرة (4) ; هر کس اندوهی رااز دل یکی از اهل ایمان بزداید، خداوند متعال غصههای دنیا و آخرت او را از میان برداشته [مشکلاتش را حل خواهد نمود ].» بنابراین خدمت رسانی در جامعه اسلامی، بویژه از سوی کارگزاران و مسئولان و صاحبان قدرت و مال و متنفذان، امری لازم و ضروری است . و شایسته است که هر مسلمان وظیفه شناس و مسئولیتپذیر در هر پست و مقامی که باشد در امر خدمت رسانی همت نماید و تلاش خود را مضاعف گرداند . خاطر ناشاد را دلشاد کردن همت است باغ آفت دیده را آباد کردن همت است صید مرغان حرم کردن ندارد افتخار طایری را از قفس آزاد کردن همت است نان بریدن شیوه مردان والا نیست، نیست نان برای نوع خود ایجاد کردن همت است در زمان ناتوانی یاد یاران فخر نیست روز قدرت از ضعیفی یاد کردن همت است در این نوشتار سعی شده که عمل مقدس خدمت رسانی در سیره و سخن شاخصترین الگوی خدمتگزاران، یعنی حضرت سیدالشهداء علیه السلام بررسی شده و برخی از زیباترین رفتارها و گفتارهای آن خادم راستین امت اسلام و جامعه بشری به خوانندگان بزرگوار عرضه شود; زیرا آن حضرت، پناه بیپناهان، دستگیر یتیمان و اسوه کامل خدمتگزاران است . حضرت مهدی علیه السلام در زیارت ناحیه مقدسه خطاب به آن بزرگوار میفرماید: «کنت ربیع الایتام وعصمة الانام وعز الاسلام ومعدن الاحکام وحلیف الانعام; [ای جد بزرگوار!] تو بهار یتیمان، حافظ وپناه مردم، مایه سرافرازی اسلام، کانون احکام و معارف الهی و هم پیمان بخشش و احسان بودی .» آری امام حسین علیه السلام نمونه بارز خدمتگزاری و خدمت رسانی به مردم دردمند بود، او با اعمال و رفتار خویش نه تنها گرهی رااز زندگی گرفتاران باز میکرد بلکه چگونه خدمت کردن به دیگران را به علاقهمندان خویش و بشر دوستان عالم عملا آموزش میداد . آداب خدمت رسانیدر سیره امام حسین علیه السلام در زمینه خدمت رسانی نکات ظریفی وجود دارد که دقتبیشتر خادمان دلسوز را میطلبد . توجه به شخصیت و حیثیت افراد در امر خدمت رسانی از مهمترین ویژگیهایی است که شایان توجه میباشد; چرا که اگر در ضمن اجرای نیکی و احسان و کمک به ارباب رجوع به عزت نفس و آبروی افراد بیتوجهی شود، نه تنها عمل خدمت رسانی نتیجه مثبت نخواهد داد بلکه مایه انزجار و نفرت نیز خواهد بود . دراین صورت شیرینترین ثمره خدمتبه تلخترین خاطرهها تبدیل خواهد شد; به همین جهت، حضرت سیدالشهداء علیه السلام به این نکته لطیف توجه خاصی داشت و در مواجهه با نیازمندان این شیوه را رعایت میکرد . دو نمونه از رفتار آن حضرت را در این زمینه با هم میخوانیم: 1 . روزی شخصی از انصار برای حل مشکل خود به پیشگاه آن بزرگوار آمد . او هنوز لب به سخن نگشوده بود که امام علیه السلام از چهره نگران و سیمای گرفته او، دردها و رنجهای درونیاش را دریافت و به وی فرمود: «یا اخا الانصار صن وجهک عن بذلة المسالة وارفع حاجتک فی رقعة فانی آت فیها ما سارک انشاءالله; ای برادر انصاری، خواستهات را به صورت شفاهی مطرح نکن . خواسته خود را در کاغذی بنویس تا انشاءالله من با انجام دادن آن، موجبات خوشحالی تو را فراهم آورم .» او نیز در نامهای چنین نوشت: «یااباعبدالله، من به فلانی پانصد دینار بدهکارم و او مرا تحت فشار قرار داده، با او صحبت کن تا به من مهلت دهد .» امام نامهاش را مطالعه کرده و سپس به درون منزل رفت و کیسهای حاوی هزار دینار آورد و به مرد انصاری داد و به او فرمود: «پانصد دینار آن را به طلبکار خود پرداخت کن و بابقیه این پول به زندگیات سامان ده .» و در ادامه افزود: «ولاترفع حاجتک الا الی احد ثلاثة: الی ذی دین، او مروة، او حسب، فاما ذوالدین فیصون دینه واما ذوالمروة فانه یستحیی لمروته واما ذوالحسب فیعلم انک لم تکرم وجهک ان تبذله له فی حاجتک فهو یصون وجهک ان یردک بغیر قضاء حاجتک (5) ; [ای برادر، اگر روزی گرفتار شدی] مشکل خود را به جز برای سه کس اظهار نکن: 1 . افراد دیندار; 2 . جوانمرد; 3 . انسانهایی که شرافتخانوادگی دارند . دیندار برای حفظ دین خود [به تو یاری میرساند] و جوانمرد به سبب مردانگی خود حیا میکند [و به کارت رسیدگی میکند] و فرد اصیل و شریف نیز میداند که تو با رفتن نزد او از آبرویت مایه گذاشتهای و برای انجام دادن خواستهات کوشیده، آبرو و شخصیت تو را حفظ میکند .» 2 . روزی مردی بینوا که بر اثر فشار زندگی جانش به لب رسیده و دستش از همه جا کوتاه شده بود به امید رسیدن به نوایی به مدینه آمد . او در آنجا از کریمترین و سخیترین فرد سؤال کرد . به او گفته شد: حسین بن علی علیه السلام شریفترین و سخیترین فرد مدینه است . مرد بینوا در جستجوی آن امام بزرگوار به مسجد آمد و حضرت را در حال نماز دید . او در همان جا با خواندن ابیاتی خواستهاش را مطرح نمود: «لم یخب الان من رجاک و من حرک من دون بابک الحلقة» «تا به حال ناامید و مایوس نشده هر کسی که به تو امید بسته و درب خانهات را کوبیده است .» «انت جواد وانت معتمد ابوک قد کان قاتل الفسقة» «تو بخشندهای و تو مورد اعتمادی و پدرت نابود کننده افراد فاسق و تبهکار بود .» امام حسین علیه السلام بعد از شنیدن سخنان وی رو به قنبر کرد و فرمود: «آیا از مال حجاز چیزی بجای مانده است؟» قنبر گفت: «بلی، چهار هزار دینار داریم .» امام فرمود: «قنبر! آنها را حاضر کن که این شخص در مصرف آنها از ما سزاوارتر و نیازمندتر است .» سپس امام به منزل رفت و ردای خود را - که از برد یمانی بود - از تن در آورد و دینارها را در آن پیچید و از لای در به آن مرد نیازمند داد و اشعار او را نیز با ابیاتی چنین پاسخ فرمود: «خذها فانی الیک معتذر واعلم بانی علیک ذوشفقة» «اینها را از من قبول کن، من از تو عذر میخواهم و بدان که من برای تو مهربان هستم .» «لو کان فی سیرنا الغداة عصا امستسمانا علیک مندفعة» «اگر امروز قدرت و حکومتی داشتیم و دست ما بازتر بود، مطمئنا آسمان جود و رحمت ما بر تو ریزش میکرد .» «لکن ریب الزمان ذوغیر والکف منی قلیلة النفقة» «ولی حوادث روزگار در حال دگرگونی و تغییر است و بخشش من اندک شده است .» مرد نیازمند هدایای امام را از لای در گرفت و گریست . امام پرسید: «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: «نه، هرگز بلکه به این نکته میاندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد (6) ! !» رفتار دلپذیراگر در مواردی انسان نتواند نیاز حاجتمندی را برآورد، شایسته است که او را با زبان خوش و رفتاری دلانگیز راضی کند; چرا که برای خدمتگزار وظیفه شناس همیشه کمک مالی به درماندگان ممکن نیست; ولی او میتواند با رفتار دلپذیر خود، مرهمی بر زخم دردمندان، بگذارد; همچنان که رسول گرامی اسلام میفرماید: «انکم لن تسعوا الناس باموالکم فسعوهم باخلاقکم; (7) شما هرگز نمیتوانید همه مردم را با بذل مال [راضی کرده] و گشایشی در زندگی بر ایشان ایجاد کنید ولی با اخلاق خوشتان آنان را خشنود کنید .» بر همین اساس، حضرت امام حسین علیه السلام گاهی که برایش رفع گرفتاری مستمندان مقدور نبود با گشاده رویی و رفتاری خوشایند مراجعان را راضی میفرمود . یکی از این مصادیق را مرور میکنیم: آن حضرت نشسته بود که فرد نیازمندی به آن بزرگوار مراجعه کرد و اظهار داشت: ای پسر رسول خدا، به دادم برس! فلان شخص از من طلبکار است و میخواهد مرا زندانی کند . امام حسین علیه السلام فرمود: «والله ما عندی مال اقضی عنک; به خدا قسم! الان هیچ پولی ندارم که بدهی تو را پرداخت نمایم .» مرد بدهکار گفت: «پس لااقل با او گفتگو کن شاید رایش عوض شود .» امام فرمود: «من هیچ گونه آشنایی با طلبکار تو ندارم، اما از پدرم امیرمؤمنان علیه السلام شنیدم که میگفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: «من سعی فی حاجة اخیه المؤمن فکانما عبدالله تسعة الاف سنة، صائما نهاره، قائما لیله; (8) هر کس در راه حل مشکل برادر ایمانی خود تلاش نماید چنان است که نه هزار سال خدا را عبادت کرده در حالی که روزها را روزه گرفته و شبها را به عبادت گذرانیده باشد .» به همین جهت اگر نتوانیم خدمتی به نیازمندان بکنیم، رفتار خوشایند، میتواند تا حدودی از دردهای درونی افراد رنجور کاسته و موجب آسایش خاطر آنان باشد . شاعری خوش ذوق این نکته را چنین ترسیم کرده است: آرزو دارم که گر گل نیستم، خاری نباشم باربرداری زدوشی نیستم باری نباشم گر چه نتوانم ستانم حق مظلومی ز ظالم باری این خواهم که همکار ستمکاری نباشم نیستم گر نوشدارویی برای دردمندی نیز بابی دست و پایی نیش جراری نباشم امام حسین علیه السلام و بیماران نیازمندعیادت از بیماران نیازمند از ویژگیهای مهم سالار شهیدان بود . آن حضرت با ملاقات آنان علاوه بر دلجویی و تسکین آلام روحی و جسمی بیماران و دردمندان، به مشکلات مادی و اقتصادی آنان نیز رسیدگی میکرد; چرا که مریضهای فقیر و مستمند بیش از آنکه در اندیشه سلامتی خود باشند به فکر بدهکاریها و نیازهای مادی خود هستند و این مشکل از نظر روحی و روانی شدیدا آنان را میآزارد . به همین جهتبر افراد توانمند و مرفه جامعه مسلمین لازم است که به این موارد توجه بیشتری داشته باشند و همچنان که در فکر رفاه و آسایش خود و خانوادههایشان هستند در اندیشه این گروه دردمند نیز باشند . «ابن شهر آشوب» مینویسد: «روزی امام حسین علیه السلام به ملاقات بیماری بدهکار به نام اسامة بن زید رفت . او در بستر بیماری آه و زاری میکرد و مکرر میگفت: ای وای از دست غم و اندوه! حضرت از او پرسید: چه اندوهی داری؟ اسامة گفت: بدهکارم و غم و غصه شصت هزار درهم قرض، تمام وجودم را فرا گرفته است . امام حسین علیه السلام فرمود: ناراحت نباش! من بدهیهای تو را پرداخت میکنم . اسامة گفت: میترسم قبل از پرداختبدهیهایم بمیرم . حضرت فرمود: من تمام بدهی هایت را قبل از مرگ تو میپردازم . حضرت اباعبدالله علیه السلام همچنان که وعده داده بود قبل از مرگ اسامة تمام قرضهای وی را پرداخت (9) .» خدمتبه ضعیفان و یتیمانامام حسین علیه السلام بسان همه پیشوایان معصوم در خدمت رسانی به محرومان و یتیمان، برنامه ویژهای داشت و آن حضرت منتظر نمیماند که یتیمی به او مراجعه کرده، نیازهایش را بازگو کند . سرور آزادگان جهان برای رسیدن به درجات خدمتگزاران حقیقی، خود پیشقدم میشد و به طور ناشناس و در دل شبهای تاریک به رفع مشکلات یتیمان، بیوه زنان و محرومان جامعه میپرداخت . او همچون پدر ارجمندش حضرت امیرمؤمنان علی علیه السلام آن چنان در این امر مهم اهتمام داشت و کار خود را به صورت غیر محسوس انجام میداد که تا قبل از شهادتش مردم عادی از یتیم نوازی و خدمات محرومیت زدایی آن جناب آگاهی نداشتند . «شعیب بن عبدالرحمن خزاعی» در این زمینه میگوید: «بعد از حماسه عاشورا، مردان قبیله بنی اسد - هنگامی که خواستند جسد مطهر حضرت سیدالشهداء علیه السلام را دفن کنند - بر دوش آن حضرت، اثر زخمی یافتند که کاملا از جراحتهای جنگی متفاوت بود; زخم کهنهای بود که هیچ شباهتی به زخمهای روز عاشورا نداشت . از امام سجاد علیه السلام در این مورد سؤال کردند . آن حضرت در پاسخ فرمود: «هذا مما ینقل الجراب علی ظهره الی منازل الارامل والیتامی; (10) این زخم بر اثر حمل کیسههای غذا و به دوش کشیدن هیزم به خانههای بیوه زنان و یتیمان است .» شهریاری که به شب برقع پوش میکشد بار گدایان بر دوش ناشناسی که به تاریکی شب میبرد نان یتیمان عرب خدمتبه قدر معرفتدر سیره امام حسین علیه السلام خدمت رسانی به هر کسی به اندازه معرفت اوست . زیرا پرسودترین سرمایه هر کسی گوهر معرفت و علم و ادب است و تمام امور زندگی و فلسفه خلقت انسان برای وصول به این مقام است و این سرمایه جاویدان - برخلاف سرمایههای مادی - در دنیا و عقبی با انسان همراه است . همچنان که گفتهاند: گوهر معرفتآموز که با خود ببری که نصیب دگران است نصاب زر و سیم شخصی به حضور پیشوای سوم آمد و عرض کرد: «ای پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله، من خون بهایی را عهدهدار شدهام اما در پرداخت آن ناتوانم . به ناچار پیش خود فکر کردم این مشکل را با کریمترین مردم عصر در میان بگذارم و هر چه جستجو کردم کریمتر از شما نیافتم .» امام علیه السلام به او فرمود: «ای برادر! من سه سؤال از تو میکنم; اگر یکی را پاسخ دادی 13 بدهیات را میپردازم و اگر دو تا را جواب گفتی 23 و اگر همه را صحیح پاسخ دادی تمام بدهیات را خواهم پرداخت!!!» مرد ناتوان با لحنی عاجزانه گفت: «ای فرزند رسول الله! آیا شخصی مثل شما - که از خاندان علم و شرف و فضیلت هستی - از کسی مثل من سؤال میکند؟!» امام حسین علیه السلام فرمود: «بلی، از جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود: المعروف بقدر المعرفة، نیکی [و خدمتبه دیگران] به قدر معرفت [آنها] ست .» مرد گفت: «در این صورت هر چه میخواهی بپرس!» و امام با آن مرد چنین گفتگو کرد: - «کدام عمل، فضیلتبیشتری دارد؟» - «ایمان به خدا» - «راه نجات از هلاکت چیست؟» - «اعتماد به خدا» - «آرایش و زیبایی حقیقی افراد در چیست؟» - «علم و دانشی که با حلم و بردباری توام باشد .» - «اگر آن نبود؟» - «ثروتی که با انصاف و مروت همراه باشد .» - «اگر آن هم نبود؟» - «فقر و محرومیتی که با صبر و پایداری تحمل شود .» - «اگر آن هم نباشد؟» - «در این صورت بهتر استبلایی از آسمان آمده، چنین فردی را نابود کند که او شایسته همین است .» در اینجا امام حسین علیه السلام خندید و مبلغ هزار دینار به وی عطا کرد . آنگاه انگشتر مبارکش را که نگینی به ارزش دویست درهم داشتبه عطایش افزود و فرمود: «یا اعرابی! اعط الذهب الی غرمائک واصرف الخاتم فی نفقتک; ای مرد عرب، طلا رابه طلبکارانتبده و انگشتر را در مصارف شخصی خود خرج کن .» مرد بدهکار با خوشحالی تمام هدیه امام را گرفت و در حالی که آیه «الله اعلم حیثیجعل رسالته» را قرائت میکرد، از حضور امام حسین علیه السلام مرخص شد . (11) هشدار به مسئولانسرور آزادگان جهان، اندکی قبل از هلاکت معاویه، در خطبهای حساس و تاریخی در سرزمین منا به مسئولان جامعه اسلامی و عالمان و حاکمانی که در اجتماع نقش مؤثری دارند، اما در مورد خدمت رسانی به فقرا، محرومان و نیازمندان جامعه کوتاهی میکنند سخنانی هشدار دهنده بیان میفرماید و نکات مهمی را در این زمینه به آنان یادآور میشود . آن حضرت در بخشی از سخنان خود به تضییع حقوق مستضعفان و محرومان جامعه اشاره میفرماید و از بیتوجهی مسئولان جامعه به مسائل خدماتی انتقاد میکند و میفرماید: «فاما حق الضعفاء فضیعتم واما حقکم بزعمکم فطلبتم، فلا مالا بذلتموه، ولا نفسا خاطرتم بها للذی خلقها و لاعشیرة عادیتموه فی ذات الله، انتم تتمنون علی الله جنته ومجاورة رسله وامانا من عذابه؟! ; [شما ای بزرگان و مسئولان جامعه!] حق ضعیفان را پایمال نمودید و آنچه را که حق خود تصور میکردید طلب کردید ولی در راه خدا نه مالی بخشش کردید و نه جانتان را به مخاطره انداختید و نه از اقوام و بستگان خود برای رضای خدا بریدید . آیا [با این پرونده سیاه و اعمال زشت] بهشتخداوند و همجواری پیامبران او را آرزو میکنید و با این حال میخواهید از عذاب خدا در امان بمانید؟!» سالار شهیدان در فراز دیگری از کلمات بیدارگرانه و کوبنده خود به وضعیت اسف بار و نابسامان مستضعفان و بیچارگان میپردازد و میفرماید: «وقد ترون عهود الله منقوضة فلا تفزعون وانتم لبعض ذمم آبائکم تقرعون وذمة رسول الله مخفورة، و العمی والبکم والزمن فی المدائن مهملة لاترحمون و لافی منزلتکم تعملون ولامن عمل فیها تعنون وبالادهان والمصانعة عند الظلمة تامنون; (12) شما میبینید که پیمانهای الهی شکسته میشود ولی هیچ فریاد نمیکشید در حالی که برای بعضی از پیمانهای پدرانتان آشفته خاطر میشوید . اینک پیمانهای رسول خدا صلی الله علیه و آله مورد بیاعتنایی قرار گرفته و نابینایان، اشخاص کر و زمینگیر در همه شهرها بیسرپرست ماندهاند، به آنان رحم نمیکنید و مطابق شان و منزلتخود عمل نمیکنید و به کسانی که در این راه خدمت میکنند توجه نمیکنید و با چرب زبانی و سازش با ستمکاران خود را در حاشیه امن قرار دادهاید .» امام حسین علیه السلام خودداری از رسیدگی به محرومان و نیازمندان را از بدترین صفات حاکمان میدانست و همواره میفرمود: «شر خصال الملوک: الجبن من الاعداء والقسوة علی الضعفاء والبخل عند الاعطاء; (13) بدترین صفات حاکمان، ترس از دشمنان، قساوت بر ضعیفان و خودداری از بخشش در موقع عطا میباشد .» آن حضرت علاوه بر حمایتهای عملی خویش از محرومان جامعه بر ضرورت خدمت رسانی به نیازمندان تاکید کرده، در گفتارها و اشعارش این اعتقاد خود را ابراز مینمود . نمونهای از اشعار آن بزرگوار را میخوانیم: «اذا جادت الدنیا علیک فجدبها علی الناس طرا قبل ان تتفلت» «آنگاه که دنیا به تو روی خوش نشان داد [و برایت امکاناتی فراهم شد] تو هم از آن به نفع نیازمندان و مستمندان بهره گیر، قبل از آنکه از دستتبیرون رود .» فلا الجود یفنیها اذا هی اقبلت ولا البخل یبقیهااذا ما تولت» (14) «نه بخشش تو آن را - هر گاه به تو روی آورد - از بین خواهد برد و نه بخل تو، آن را - هر گاه به تو پشت کند - باقی خواهد گذاشت .» آثار خدمتگزاریحضرت حسین بن علی علیه السلام برای توسعه امر خدمترسانی در جامعه، مردم را از آثار این امر مقدس آگاه کرده، میفرماید: «فمن تعجل لاخیه خیرا وجده اذا قدم علیه غدا ومن اراد الله تبارک وتعالی بالصنیعة الی اخیه کافاه بها فی وقتحاجته وصرف عنه من بلاء الدنیا ما هو اکثر منه ومن نفس کربة مؤمن فرج الله عنه کرب الدنیا والآخرة; (15) هر کس برای نیکی [و خدمترسانی] به برادر خود بشتابد فردا نتیجه آن را خواهد دید و کسی که برای خدا به برادر دینی خود یاری نماید خداوند او را به هنگام نیازمندی یاری خواهد کرد و بیشتر از آن او را از بلاها و گرفتاریها دور خواهد ساخت و آن کسی که اندوه و غم را از دل مؤمنی بر طرف نماید، خداوند متعال غم و غصههای دنیا و آخرت [او] را برطرف خواهد نمود .» مهمترین شرط خدمتگزاریدر خدمتگزاری به مردم یک شرط اساسی وجود دارد که بدون آن عمل نیک، ارزش واقعی خود را از دستخواهد داد و آن اینکه خدمتبه مردم باید از راه صحیح و پاکیزه انجام پذیرد . و بر اساس تقوا و پاکدامنی و برای خدا باشد وگرنه خدمت رسانی به خاطر مقاصد نفسانی و هواهای شیطانی هیچ گونه تاثیری نخواهد داشت; چرا که عمل خیر باید از راه خیر و نیک انجام پذیرد; همچنان که خداوند متعال میفرماید: «انما یتقبل الله من المتقین» (16) ; «خداوند متعال فقط از پرهیزگاران [اعمال نیک] را میپذیرد .» در این راستا امام حسین علیه السلام رهنمودهای ارزندهای به جامعه بشری عرضه نموده است . هنگامی که به آن حضرت خبر دادند «عبدالله بن عامر» - از کارگزاران بنی امیه - چنین و چنان صدقه داده و عده زیادی برده آزاد کرده است، امام علیه السلام فرمود: «مثل عبدالله بن عامر همانند کسی است که از حاجیان و راهیان خانه خدا سرقت کرده و سپس اموال دزدی را صدقه میدهد .» آنگاه افزود: «انما الصدقة الطیبة صدقه من عرق فیها جبینه واغبر فیها وجهه; صدقه پاکیزه، صدقه کسی است که در راه کسب آن پیشانیاش عرق کرده و صورتش غبارآلود شده است .» وقتی از امام صادق علیه السلام سؤال شد: «منظور حضرت سید الشهداء علیه السلام چه کسی بوده است؟» فرمود: «علی بن ابی طالب علیه السلام .» (17) پینوشت: 1) مستدرک الوسائل، ج12، ص369 . 2) اصول کافی، باب خدمتبه مؤمن، ح1 . 3) صحیفه سجادیه، دعای 20 . 4) کشف الغمه، ج2، ص29 . 5) تحف العقول، ص247 . 6) بحارالانوار، ج44، ص190 . 7) الاختصاص، ص225; میزان الاعتدال، ج2، ص429 . 8) بحارالانوار، ج71، ص315 . |+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 9:50 اهمیت خدمت رسانی
|+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 9:46 انرژی هسته ای و خدمت گذاری به مردم و جامعه
|+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 9:43 جلوه هاي خدمتگزاري
خدمتگزاري با عناوين و تعبيرات گوناگون در منابع ديني , مورد ترغيب و تشويق قرار گرفته است که هر کدام به گونه اي مساله خدمت به مردم را درابعاد مختلف , مطرح مي سازد, که در مجموع , همه , جلوه هاي يک حقيقتند. دراين باره , به ذکر چند عنوان اشاره مي کنيم و يادآور مي شويم که : ذکراين عناوين , جداي از يکديگر, به معناي استقلال و عدم تداخل آنها نخواهد بود.
الف . سودمندي و نفع رساني در بسياري از روايات , خدمت به خلق و سودرساني به آنان , عامل ارزشمندي انسان , به شمار آمده است . پيامبراکرم[ ص] , در پاسخ اين سوال که محبوبترين افراد, پيش خداوند چه کساني هستند؟ فرمود: مثل المومن مثل النخله مااخذت منها من شي نفعک شخص باايمان , همانند درخت خرمااست که هر چه از آن برگيزي سودمند و مورد,استفاده است . از آنجا که انسان باايمان , براساس حق و حقيقت زندگي مي کند, نمي تواند جز نفع رساني , روش ديگري را پيش گيرد. نفع رساني جزء مقومات ايمان او به شمار مي آيدازاين روي , قرآن مجيد[ حق] و طرفدارانش را,از آن نظر که نافع و سودمندند براي ديگران , جاويد و ماندگار خوانده است : بنابراين , سراپاي زندگي انسان معتقد به خدا و روز واپسين رااين ويژگي تشکيل مي دهد که در هر موقعيتي قرار بگيردو به هر درجه اي که رسد براي مردم و در خدمت آنان است . ب : برآوردن نيازها گرهگشايي , حل مشکل ديگران و برطرف نمودن نيازهاي مادي و معنوي مردم , جلوه هاي ديگري از خدمتگزاري هستند که مورد سفارش اسلام مي باشند. برخورداري ازاين ويژگي , توفيقي است که خداوند نصيب بندگان نيکش مي سازد. در قيقت , نيازمندي که به انسان روي مي آورد, رحمت و هديه اي الهي است که بايداز آن استقبال گردد.امام حسين[ ع] مي فرمايد: ان حوائج الناس اليکم من نعم الله عليکم فلا تملواالنعم . نيازهاي مردم (که شما براي حل آنان اقدام مي کنيد)از جمله نعمتهاي خداونداست براي شما.از مراجعه مردم به خودتان اظهار ملالت و دلتنگي نکنيد. انسان اگر بتواند حاجت و نياز کسي را بر طرف کند, ولي در آن کوتاهي بورزد, گويا نعمتي را ناسپاسي کرده واز فيض و رحمت خداوند روي برتابيده و در نتيجه به خود, ظلم و ستمي را روا داشته داست . امام کاظم(ع) مي فرمايد: من اتاه اخوه المومن في حاجه فانما هي رحمه من الله ساقهااليه , آن که برادر دينيش نيازي پيش او مي برد, آن نياز رحمتي است الهي که خداوند به سوي او فرستاده است .اگر آن نياز را برآورد, به ولايت ما رسيده و ولايت ما نيز به ولايت خداوند پيوسته است واگر آن نياز را رد به خود ستم کرده و بدي رسانده است . روشن است که : [ قضاء حوائج الناس] و برآوردن نيازهاي مردم هرگونه اقدام مثبت و خيرخواهانه در مسائل مادي و معنوي را شامل مي شود بنابراين , همانگونه که چراغي را فرا راه مردم برافروختن , نابينايي را دست گيري کردن يتيمي را سرپرستي و نوازش نمودن دمت و برآوردن نياز به شمار مي آيد, همچنين گمراهي را هدايت کردن , جاهلي راارشاد نمود و نحرفي را به راهآوردن نيز,از مصاديق بارز خدمتگزاري است . دراين باره نمونه هاي فراواني در کتب احاديث به چشم مي خورد, تا آنجا که براي اين عنوان , باب مستقلي گشوده است . ج . ياري به ديگران از جلوه هاي خدمتگزاري , ياري به ديگران است . ياري در مسائل و مشکلات زندگي , بويژه در بعد مالي واقتصادي , که از آن در فرهنگ اسلامي , تعبير به[ مواسات] شده است . اگر جامعه اسلامي را مانند پيکر واحدي بدانيم ,اعضاي اين پيکر ارتباطي حياتي و سرنوشت ساز, با يکديگر دارنداختلال و کم کاري در يک عضو, عامل به هم خوردن تعادل بدن خواهد شد. دراين هنگام , بقيه اعضا بايد به کمک آن عضو بشتابند و به او ياري دهند تا نظم و تعادل به بدن برگردد و حيات و زندگي ممکن شود.اين حقيقت , در سطح جامعه اسلامي نيز بايد پياده شود.اگر نيازمندي به عللي نتوانند خود را همپاي ديگران قرار دهد, شايسته است ديگران به او ياري دهند تا عدالت و تعادل اجتماعي در جامعه محقق گردد. ضرورت پيش گامي در خدمت با توجّه به اهميّتي که اسلام براي شخصيّت انسان قائل است، برآورده ساختن نيازهاي او را يکي از کارهاي سنديده برمي شمرد و از اين طريق، نه تنها مردمان مسلمان، به برآورده ساختن نيازمنديهاي نيازمندان شويق و ترغيب ميشوند، بلکه در بسياري از روايات تصريح شده که نبايد گذاشت شخص نيازمند، نيازش را به ما بازگو کند و از حقوق برادران ديني اين است که پيش از آن که او به بيان نيازش بپردازد، مسلمانان خواسته او را برآورده سازند. امام صادق عليهالسلام در اين خصوص تصريح دارند که: «هرگاه انسان بداند که برادر مؤمنش نيازمند است و نيازش را برآورده نسازد و او مجبور شود که درخواست برآورده شدن نياز خود را بکند، در ازاي اين کار هيچ پاداشي به انسان تعلق نميگيرد. آسودهگان روز قيامت در فرهنگ اسلام، نه تنها برآورده ساختن نياز مردم جامعه اسلامي، يک تکليف لازم و ارزشمند است، بلکه اصل تلاش براي برآورده سازي نيازمندي انسانها هم مورد تأکيد اولياي الهي است؛ چه اين تلاش به هدف برسد يا نه. بنابراين، کسي که بر طبق قرائن عادي، توانايي برآورده ساختن نياز مردم را ندارد، نبايد دست روي دست بگذارد، بلکه بايد به فريضه ديگري جامه عمل پوشد که«کوشش در برآورده ساختن نياز مردم» است. علي بن ابي طالب عليهالسلام در توصيف عاقبت کساني که در راستاي برآورده ساختن حاجتهاي مردم ميکوشند ميفرمايد: «خداوند متعال در روي زمين بندگاني دارد که در مسير برآورده شدن نيازمنديهاي مردم خود را به تکاپو ميپردازند، اين گروه از بندگان، در روز قيامت آسوده خاطر خواهند بود. اثر خدمت به ديگران گاهي عدهاي در نتيجه فريفته شدن به زرق و برق دنيا و دور شدن از فرهنگ اهلبيت عليهم السلام گمان ميکنند با بيتفاوتي نشان دادن در برابر نيازها و گرفتاريهاي ديگران، خود را از تحمّل ضرر و زيان رها ميسازند. اين افراد غافل از اين هستند که اين کار، نه تنها مشکلات زندگي اجتماعي را ـ که زيان آن دامن خودشان را نيز ميگيرد ـ دو چندان ميکند، بلکه در اثر اين کوتاهي، از توفيقات معنوي و امدادهاي الهيِ بيشتري نيز محروم ميگردند، بدين دليل که در جهانبيني اسلامي، علّت تشويق به کارهاي پسنديده آن است که علاوه بر ديگرانْ در درجه اوّل خود شخص از دريافت برکات اين اعمال خير برخوردار ميشود. رسول اکرم صلي الله عليه وآله در اشاره به نتيجه کمک به ديگران ميفرمايند: «تا زماني که انسان مؤمن در کمک و خدمت به برادر مؤمن خود کوشا باشد، خداوند نيز او را کمک و ياري خواهد کرد». خدمترساني، عامل پيوند با ولايت در توصيف حقيقت عرضه نياز برادران ديني و آثار پاسخ مثبت دادن به خواستههاي آنان و برآورده ساختن نيازهايشان، جملات فراواني از معصوم عليهمالسلام نقل شده است که هر يک از آنها، به بخشي از اهميّت و فضيلت ياري رساندن به مؤمنان و خدمت کردن به آنان اشاره دارد. امام موسي بن جعفر عليهالسلام در اينباره ميفرمايند: «وقتي برادر مؤمني نياز خود را به مؤمني عرضه ميکند، اين عرضه کردنْ نعمتي است که از سوي پروردگار عالميان به سوي او فرستاده شده است؛ بنابراين اگر فرد مؤمن نياز برادر خود را برطرف کند، اين کار او را به ولايت و دوستي ما پيوند ميدهد و از اين رهگذر، زمينه نزديک شدن به خداو برخورداري از ولايت و محبّت الهي براي او فراهم ميشود». شيوه صحيح خدمتگزاري خدمت به برادران ديني و برآوردن نيازهاي آنان، يک وظيفه است، همانگونه که انجام تمام وظايف ديني، يک سلسله شرايط و شيوههاي خاصي دارند، کمک به مردم نيز وقتي مورد رضايت کامل خداوند است که با رعايت اصولي انجام گيرد. به عنوان مثال، خدمتگزار بايد در خدمت به برادر مؤمناشْ با روي گشاده با او برخورد کند، در برآوردن حاجت او سستي و تنبلي به خرج ندهد، از منّت گذاشتن به او ـ که سبب تباهي اجر معنوي عمل اوست ـ خودداري کند و... . علي بن ابي طالب عليهالسلام در اينباره رهنمودهاي زيادي دارند؛ از جمله شان ميفرمايند: «برآوردن نيازهاي مردم، هنگامي به صورت کامل انجام ميگيرد که سه امر رعايت شود: اول اين که برآورنده نياز کار خود را کوچک و ناچيز بشمارد، دوم اين که تا جايي که ممکن است، نيکي به مردم را مکتوم و پنهان نگه دارد، و سوم اين که در برآوردن نيازْ تا حدّي که ممکن است، شتاب به خرج دهد». وظيفه خدمترساني از آن جا که جامعه اسلامي يک واحد به هم پيوسته است که همگان در قبال حفظ نظام و سلامت آن مسؤلند، تمام افراد موظفند از به هم خوردن تعادل آن جلوگيري به عمل آورند. همچنين از آنجا که عدم توجه به تأمين نيازهايي که افراد پيدا ميکنند و کوتاهي در خدمترساني به موقعْ در دراز مدّت، کيان جامعه را به خطر مياندازد، همه افراد جامعه با توجه به امکاناتي که در اختيار دارند، بايد در ياري رساندن به ديگران پيشقدم باشند. امام صادق عليهالسلام در اشاره به اين مسؤليت همگاني ميفرمايند: «مسلمانان موظفند در رسيدگي و کمک به نيازمندان کوشا باشند، به يکديگر عطوفت و مهرباني نشان دهند، از پرداختن کمکهاي مالي به همديگر مضايقه نکنند و به هنگام پيدا شدن گرفتاريها، يار و ياور يکديگر باشند». دست آوردهاي کارگشايي براي تلاش برآورندگان نيازهاي برادران ديني، فايدههاي بسياري اعم از دنيوي و اخروي در مجموعه روايات ذکر شده است. از امام صادق عليهالسلام نقل شده است که: «هر کس در پي برطرفسازي نيازهاي برادران ديني قدم بردارد، خداوند پاداشهاي ويژهاي به او عطا ميکند. که از جمله آنهاست آمرزش برخي از گناهان او، دستيابي به بعضي کمالات برتر و رسيدن به مقام و منزلت شفيع بودن». بر اين اساس، مشکلگشايي از گرفتاريهاي مؤمنانْ از جمله کارهاي پسنديدهاي است که برکات بسيار زيادي در نيل به کمالات و دور گشتن از گناهان و دستيابي به سعادت در پي دارد. خدمترساني و تداوم زندگي اجتماعي بر اساس مطالعات تاريخي، زندگي بشر از ديرباز به صورت اجتماعي بوده است. بدون زندگي اجتماعي، امکان دستيابي به نيازمنديهاي متنوع انسان ميسّر نيست. زندگي اجتماعي، علاوه بر وجود قانون دقيق و مجريان توانمند و همين طور ضامن اجرايي مطمئن که بتوانند حقوق افراد را به طور کامل تعيين و حفظ کنند، نياز به برخورداري تک تک مردم و مديران از يک روحيه همکاري متقابل و احساس ضرورت خدمت به يکديگر دارد؛ چرا که بدون وجود چنين تعهّدي، هم در روند اجراي قانون مشکلاتي بروزخواهدکرد وهمدر استحکام پيوندهاي اجتماعي خللي پديد خواهد آمد. بر اين اساس، در تمام جوامعْ انديشمندان به دنبال راه کارهاي هستند تا حسّ خدمت به يکديگر و احساس مسؤليّت بيشتر در انجام وظايف را تقويت کنند. بررسيها گوياي اين حقيقت است که در طول تاريخ، موفقترين جوامعْ آنهايي بودهاند که حسّ همکاري و خدمت به هم نوع و پايبندي به انجام وظيفه در آنها بيشتر بوده است. اسلام آيين اجتماعي از آن جا که دينْ برنامه هدايت انسان است، کاملترين دين آن است که همه ابعاد وجودي انسان را در نظر بگيرد و در هر مورد، رهنمودهاي لازمي ارائه کند. آيين الهي اسلام، به عنوان آخرين و در عين حال کاملترين برنامه هدايت انسانْ در مجموعه آموزههاي خود، هم بُعد فردي و هم بُعد اجتماعي بشر را لحاظ کرده است. حتي ميتوان گفت به جهت اين که زندگي اجتماعي آدمي، عرصه تعارض منافع و خواستهاست، بيشتر مورد توجه قرار گرفته است و نوع احکام و برنامههاي اسلامي، چون نماز جماعت، نماز جمعه، امر به معروف و نهي از منکر و...، به جنبههاي اجتماعي توجه کردهاند. در اين راستا، يکي از تکاليف مهمّ اسلاميْ ضرورت توجّه و اهتمام به امور مسلمانان است؛ يعني هر فرد مسلمانْ موظف است آماده خدمت به ديگران باشد و همواره در راه حلّ مشکلات و گرفتاريهاي آنها بکوشد. رسول خدا صلياللهعليهوآله در اشارهبه اهميت اين کار ميفرمايند: «هر کس که صبح کند، در حالي که به اصلاح امور مسلمانان اهتمام نداشته باشد، مسلمان نيست». |+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 9:41 چگونه خدمت گذار خوبي براي جامعه باشيم ؟
کسي که مسؤوليتي بر دوش دارد, چه در بعد معنوي و چه در بعد مادي , و درازاي کار, مزد دريافت مي کند, خدمتگزار نيست گر چه نتيجه تلاش او در راسـتاي خدمت به خلق قرار مي گيرد. خدمتگزار, واژه اي است که با چگونگي عمل و نيت فرد ارتباط دارد.
البته اگر شخصي در انجام وظيفه اش کوتاهي نکرد و آن را به بهترين وجه انجام داد و علاوه , هم و غم خويش را در رفع نارسائيهاي زندگي مردم قرار داد تابع يکسري مقررات خشک و دست و پاگيراداري نبود, نام خدمتگزار, بر او زيبنده و شايسته خواهد بود بنابراين , هر خدمتگزار مالا به جامعه خدمت مي کند ولي هر خدمتي خدمتگزاري نيست . معلمي که علاوه برانجام دقيق وظايف , براي رشد و شکوفايي شاگردان , دل مي سوزاند,عالمي که علاوه بر تبيين احکام دين , درامور خير و مسائل زندگي مردم پيشگام است و با مبارزات و فداکاريهايش ,از لذتهاي زندگي چشم مي پوشد, متمکني که علاوه برانجان وظايف شرعي , بااموال و دارائيش باني مراکز سودمند مي گردد و به نيازمندان امداد مي رساند و بالاخره آن رزمند بسيجي که از ناموس وارزشهاي ديني , عاشقانه به دفاع بر مي خيزد, همه ,از نمونه هاي بارز خدمتگزاري بيشمارند. بدينسان مي يابيم که در مفهوم خدمتگزاري , گذشت , فداکاري ,ايثار, تحمل سختي و ناگواري و احساس هبستگي به همنوعان نهفته است . انسان اجتماعي است و در جمع , استعداش شکوفا مي گردد انسانها, همانند سنگهايي نيستنداز يکديگر بي خبر و با هم بي ارتباط بلکه مانند حلقات يک زنجيره اند که حيات و قوامشان در گرو پيوستگي و وابستگي است . به همين جهت , در فرهنگ بشري , همواره , به اين مساله توجه گرديده و به تعبيرهاي گوناگون , جامعه انساني به اين سو فراخوانده شده است .انديشه وران و مصلحان , با بيان و قلم , مردم را به تعاطف , تعاضد, همدلي و خدمت رساني دعوت کرده و آن را از مقومات جامعه واجتماع برشمرده اند.اديان الهي , که براساس ارزشهاي فطري و واقعي استوارند, به اين امر عنايت کرده و نقش اساسي را درايجاد و تقويت اين روحيه داشته اند و پيامبران و آورندگان پيام الهي , در راس خدمتگزاران جوامع بشري بوده اند. در فرهنگ و معارف اسلامي , به اين صفت و عمل شايسته سفارش فراوان شده است . دراين دين بزرگ ,ارزشمندترين مردم , سودمندترين آنان است : خيرالناس انفعهم للناس با توجه به وصعت و گستردگي معناي خدمتگزاري , مي توان آن را به دو بخش عمده تقسيم کرد: 1- خدمتهاي مادي . -2 خدمتهاي معنوي . تاسيس مدارس و موسسات , مراکزامداد تلاشهايي از قبيل : امدادرساني , ساختن مدرسه , دانشگاه , مسجد, پاک , ورزشگاه و...از مقوله خدمات مادي است . خدماتي مانند: تعليم ,ارشاد, پاسداري از عقيده واخلاق مردم , تبليغ ديني , ستيز با متجاوزان , کوشش در راه استقلال و عزت و بالاخره فداکاري و فدا شدن در راه ايمان و عقيده از جمله خدمتهاي معنوي شمرده مي شوند. اينک که مقصود مااز به کار بردن واژه خدمتگزاري , دراين مقاله , بيان شد ,اشارتي خواهيم داشت به ارزش واهميت خدمتگزاري و برخي از جوله هاي آن . اسلام و خدمتگزاري اسلام , در برنامه ها و تعاليم , بر آن است که : جمع انديشي و جمع زيستي سازگار و با هدف را در پيروان خويش ,ايجاد و تقويت کند به گونه اي که مردمان را[ عيال خدا] بيند. در جهان بيني اسلام ,از يک طرف , مساله خدمت به خلق , مقدمه قرب الهي و نوعي عبادت تلقي شده است واز ديگر سوي , به هر اندازه که انسان در بعد شناخت و معرفت حق تعالي رشد و تکامل پيدا کند, در خدمت به مردم , بيشتر عشق مي ورزد زيرا شيفته حق , خدمت به خلق را جداي از بندگي خالق نمي بيند به همين جهت , در انسانهاي متعاي و فرزانه و آشنايان به جهان بيني اسلامي , حس نوعدوستي و خدمت به خلق و جامعه , بيشتر به چشم مي خورد. پيامبراکرم[ ص] سودمندي و خدمت به مردم را در کنارايمان به خداوند, معيار و ملاک ارزشمندي انسان دانسته و مي فرمايد: خصلتان ليس فوقهما من البر شي ء:الايمان بالله والنفع لعباداتالله ... . ايمان به خدا و نفع رساندن به بندگان او, دو خصلت نيک است که برتر از آن چيزي نيست . ازاين بيان استفاده مي شود که اگر عشق و سوز به مردم , که نمودار محبت به پروردگاراست , بر روح آدمي حاکم گردد و باايمان واعتقاد به خداونددرآميزد,انساني خدمتگزار و پرتلاش مي سازد که هيچ گاه از خدمت به ديگران غفلت نمي ورزد که بفرموده رسول خدا[ ص] سلماني غير از خدمت به برادران مسلم واهتمام در رفع مشکلات آنان نيست : من اصبح ولم يهتم بامورالمسلمين فليس بمسلم در برخي از روايات , خدمتگزاري يک از ويژگيها و مشخصه هاي اصلي مومنان دانسته شده است: يکي از راويان مي گويد:ازامام صادق[ ع] شنيدم که فرمود: المومنون خدم بعضهم لبعض . قلت : و کيف يکون خدما بعضهم لبعض ؟قال : يفيد بعضهم يعضا 5 . مومنان خدمتگزار يکديگرند. گفتم چگونه ؟ فرمود: به يکديگر فايده و سود مي رسانند. اينها و صدها نمونه ديگراز تعاليم ديني دراين زمينه , نشاندهنده پيوندي تنگانگ بين ايمان و خدمتگزاري است . آنان که خود را مومن مي پندارند و به پندار خود, براي قرب به خدا, عزلت مي گزينند واز مسووليتهاي اجتماعي روي بر مي تابانند, با روح تعاليم اسلام بيگانه و در پيشگاه حق , عذري نخواهند داشت . |+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 9:39 انگيزه ها در خدمتگزاري
انگيزه ها در خدمتگزاري
خدمت امري است پسنديده اما آنچه ارزش آن را بالا مي برد و يااز ارزشش مي کاهد,انگيزه هايي است که خدمت براساس آنها شکل مي گيرد. برخي از هدف انگيزه خدمتشان احساس نوعدوستي وانسان گرايي است .اينان , بر اينباورند که خدمت , مرز, نژاد, عقيده ,ايمان و... را نمي شناسد بلکه هر جاانساني يافت شود که مي توان به او خدمت کرد, بايد سراغش رفت . صاحبان اين تفکر,اصل خدمت را ملاک و معيار مي گيرنداما به متعلق آن کاري ندارند. البته اين طرز تفکر, در حد خودش , در خور ستايش است اما کامل نيست . انگيزه برخي از مردم , در خدمت رساني , يک نوع داد و ستداست يعني قدمي بر مي دارند تا قدمي برايشان برداشته شود. دراين بينش محور خدمت , جلب خدمتگزاري !ازارزشي برخوردار نيست زيرا نه انگيزه مردمي در آن وجود دارد و نه احساس نوعدوستي . اينان خدمت مي کنند, تا به نام و ناني برسند شهرت و مقامي بدست آورند يا به اغراض واهدف سياسي و مانند آن دست يابند عشق و علاقه به اصل خدمت ندارند بلکه انگيزه اساسي آنان مقاصداجتماعي و دنيايي است ! برخي ازافقي بالا به انسانها مي نگرند و در بينش , آنان , همه مردم [عيال] خداوندند. خدمت به خلق در تفکر وانديشه اينان , نوعي عبادت و تقرب به پروردگار است . کار و خدمت صاحبان اين فکر, هم حسن فاعلي دارد و هم از حسن فعلي , برخورداراست . به عقيده ايشان تنها مفيد بودن عمل کافي نيست بلکه بايد فاعل نيز, نيت و هدف خير داشته باشد. صاحبان اين نظر مي کوشند که ضمن مفيد شکل عمل , روح معنويت را نيز بر آن حاکم سازند, تا ثمره اين حرکت خيرخواهانه , آنان رااز منزل خودخواهي و هواپرستي خارج و منزل صفا واخلاص برساند . پيدايش اين نگرش , تنها در سايه تفکر ديني و جهان بيني الهي ممکن است . در مقام ارزشگزاري خدمتها, خدمت نشات گرفته ازاين جهان بيني , ازارزشمندترين آنها به شمار مي رود به همين جهت , در فرهنگ ديني , عمل و خدمتي مايه ارزش و عامل کمال آدمي است که انگيزه انجامش , قرب و رضايت خداوند باشد. حکومت و خدمت آنچه تاکنون درباره خدمتگزاري ,اهميت و جلوه هاي آن نگاشتيم , بيشتر, بر محور خدمتهاي فردي و مردمي تاکيد داشت اما بخش عمده و اساسي خدمتگزاري , خدمت دولتها و حکومتهاست زيرا آنهااز سويي منابع ملي و ثروتهاي عمومي را دراختيار دارند واز سوي ديگر,از امکانات اجرايي و راههاي به کارگيري آن برخوردار. دراين بخش دو مطلب را يادآور مي شويم : -1خدمتگزاري دولتمردان وارزش آن . 2- ايجاد روحيه و زمينه خدمتگزاري توسط آنها. پيش از آن که به بررسي اين بحث بپردازيم ذکر نکته اي ضروري مي نمايد: فرهنگ حکومتها, نقش زيربنايي در خدمتگزاري و عدم آن دارد. در حکومتهاي طاغوتي[ فرهنگ منيت] حاکم است . در نقطه مقابل , حکومتهاي الهي واسلامي قرار دارند. که فرهنگشان[ فرهنگ عبوديت] است . در بينش سردمداران طاغوتي , همه چيز بر محور[ من] واشباع شهوات و غرايز شخصي دور مي زند و شکل مي گيرد. چنين حاکماني , تنها به منافع و تامين خواسته هاي خويش را مي انديشند. مردم در نظراينان ,از شخصيت و هويت مستقل وانساني برخوردار نيستند و ازاين روي از هر عاملي که پايه هاي قدرت آنان را استوار سازد, سود مي جويند گر چه به قيمت فدا شدن ملت و جامعه تمام شود. در بينش دولتمردان اسلامي , جز کار و خدمت مخلصانه و صادق , چيز ديگري مطرح نيست .اين جاست که[ تشنگان قدرت از شيفتگان خدمت] جدا مي شوند در منابع اسلامي , به حاکمان و دولتمردان که با قوانين اسلام برمردم حکومت مي کنند, سفارش شده است که همواره کانون مهر و خدمتگزاري مردم باشند. علي[ ع] به فرماندار مصر چنين توصيه مي کند: واشعر قلبک الرحمه للرعيه للرعيه لهم واللطف بهم ولاتکونن عليهم سبعا ضاريا تغتنم اکلهم , فانهم صنفان امااخ لک في الدين واما نظير لک في الخلق و مهرباني بر رعيت را براي دل خود پوششي گردان و دوستي ورزيدن با آنان را و مهرباني کردن با همگان . و مباش همچون جانوري شکاري که را غنيمت شماري ! چه رعيت دو دسته اند! دسته اي برادر ديني تواند و دسته ديگر در آفرينش با تو همانند. اگر محور مسؤوليت پذيري , عبوديت حق و خدمت به مردم باشد, هيچ گاه حکومت و رياست , به صورت هدف و طعمه در نمي آيد بلکه امانتي است در اختيار حاکم . اينک اشارتي کوتاه به عوامل موثر درايجاد روحيه خدمتگزاري : 1- تبليغات تبليغات , نقش عمده اي در تشويق و ترغيب خدمتگزاري مردم براي خدمتگزاري دارد. دولت , علاوه برايجاد روحيه خدمتگزاري در مردم , مي بايست , خدماتي که براي مردم انجام مي دهد, صادقانه با آنان در ميان بگذارد. طرحها و برنامه هايي که امکان دارد مردم دراجراي آن نقشي داشته باشند, به آنان ابلاغ کند. براي اطمينان مردم به دولتمردان , ضروري است ازاخبار مبالغه آميز و گزافه گوييها در زمينه بيلان خدمات و وعده هايي که رسيدن به آنها, به زودي , ميسور نيست ,اجتناب شود. -2 ضرورت تشويق و تنبيه مساله ديگر که درايجاد زمينه و روحيه خدمتگزاري موثراست , تشويق و تنبيه بجا و بموقع است . حکومت اسلامي نبايد خدمت و خيانت را يکسان ببيند و با نيک و بد, برخورد مساوي داشته باشد زيرااين گونه برخورد,زمينه خدمتگزاري را در مردم از بين مي برد. 3- انتخاب کارگزاران صالح دولت و حکومت اسلامي وقتي موفق به ارائه خدمات وايجاد جو و فضاي خدمتگزاري خواهد بود که از مديرانن و کارگزاران شايسته و واجد شرايط برخوردار باشد.انتخاب صحيح در کاراجرايي ويژه در کارهاي کليدي , مهمترين مساله براي زمامداران است . بازسازي مراکز خدمت رساني و مديريت کشور و پاکسازي آنهااز عوامل ناسالم و ناشايسته , عامل مهمي درايجاد زمينه خدمتگزاري دولت و مردم به شمار مي آيد. -4ايجاد جواعتماد وامنيت ايجادانگيزه خدمت و گسترش آن در بين مردم , فضاي مناسبي را مي طلبد. دولت , مي توانداين نقش را داشته باشد و زمينه هاي مناسب را, براي عرضه خدمت از سوي مردمان خدمتگزارايجاد کند,از جمله :اعتماد به مردم و بهاي لازم به کار آنان .اين امر سبب مي گردد که مردم با عشق و علاقه به خدمات عمومي روي بياورند و بسياري از نابسامانيهاي اجتماعي را سامان دهند و جامعه را به عطر دل انگيز خدمت و کمک به همنوع معطر کنند.اين جواعتماد, بسياري از بدگمانيها رااز بين مي برد و در نهايت رنج و مشقت دولت را دراداره جامعه مي کاهد. روحانيان و خدمتگزاري در طول تاريخ , خدمتگزاران فراواني بوده اند که دست به خدمات ارزنده و چشمگيري زده اند وجودشان مايه برکت و خير براي مردم بوده است . اموال و ثروتهايي که به عنوان[ موقوفه] در حوزه فرهنگ اسلامي ديده مي شود گوشه اي ازاين خدمتهاي ماندگاراست . بناهاي خيريه , مساجد, تکايا, پلها و بسياري از تاسيسات عام المنفعه ديگر, دليل آن است که همواره انسانهاي خدوم و خدمتگزار در جامعه بوده اند که وجودشان منشا آثار و خدمات مفيد و مردمي گرديده است . چهره هايي که عمر خود را در پي کسب ابتکار واختراع و بذل دانش و شکوفايي استعدادها گذاشتند و به مردم و جامعه خدمت کردند. عالمان راستين و درد آشنايي که خدمتگزاري با روح و جانشان آميخته و علاوه برانجام وظيفه , پيدايش حادثه و ضرورت ايثار, در کنار مردم و با مردم بوده اند. مردم , روحانيان را خدمتگزاران بي منتي مي شناسند که در تاريخ منشا برکات و خدمات فراواني بوده اند. اهل علم ,از متن مردم و جامعه برخاسته و با آنان در تکاليف اجتماعي و همقدم بوده است . پر واضح است که اگر خدمت از هرکس پسنديده است ,ازاهل زيبنده تر و زيباتراست . در پايان , به فرازي از سخنان امام خميني , رحمه الله عليه , که خورشيد وجودش ازافق حوزه نمايان گشت و شعاعش همگان را فرا گرفت و اين راه هستي اش را فدا ساخت , گوش جان مي سپاريم . به اميد آن که راه و کلام اوالگوي رفتار و گفتارمان گردد: تا حيات دارم خدمتگزار همه هستيم : خدمتگزار ملتهاي اسلامي , خدمتگزار ملت بزرگ ايران , خدمتگزار دانشگاهيان و روحانيون , خدمتگزار همه قشرهاي کشور و همه قشرهاي کشوراسلام و همه مستضعفين . |+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 9:39 حضرت امام و خدمت گذاري
با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و بسوي جايگاه ابدي سفر مي کنم...
و بدانند که با رفتن يک خدمتگزار در سد آهنين ملت خللي حاصل نخواهد شدکه خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند. " حضرت امام خميني (ره) در دوران حيات ارزشمند خود ، طلايه دار عزت و بزرگواري ايران سرفراز بود ، وي سخناني متأثر از کلام وحي، رسالت انبياء و هدايت اوصيا داشت ، به گفتار خود عمل مي کرد و مروج آئين پاک رسول خدا محمد مصطفي (ص) بود . نفوذ عرفاني و معنوي اين راد مرد صحنه هاي علم و تقوي همة جهانيان را به حيرت انداخت و مردم شريف ايران را به عزت و افتخار گرانقدري رساند . او که الگوي جاودانِ حکومت بر قلب ها قلمداد مي شد ، راز و رمز اين توفيق و موفقيت حکومت ها را در خدمتگزاري و جذب قلوب مردم مي داند و در سراسر حيات ارزشمندشان به خدمتگزاري اين ملت شريف افتخار مي کند و از ديگران مي خواهد که نصيحت پدرانة اورا بپذيرند و از خدمت و خدمت رساني به مردم دريغ ننمايند . امام بزرگوارمان در بسياري از موقعيت ها به مسئولين تذکر مي دهند که کارهاي خود را خوب انجام دهند و در خدمت مردم باشند و به مردم حالي کنند که حکومت اسلامي ، حکومتِ خدمت است حتي تا آنجا که اهميت خدمتگزاري را درسيرة پاک رسول الـ.. (ص) متذکر مي شوند : " پيغمبر اکرم (ص) خدمتگزار مردم بود ، با آنکه مقامش آن بود ولي خدمتگزار بود ، خدمت مي کرد ." همچنين امام راحل فتح قلوب را بالاتر از فتح کشورها معرفي مي نمايد ، سخنان حکمت آميز اين مراد و مرشد بزرگ قرن در اين باب چنين است : " اگر بخواهيد مملکت تان مال خودتان باشد و مال خود اين ملت باشد ، بايد اين ملت را به همان گرمي که هست نگه داريم ... ارزش اين ها زياد است ، اما بايد حفظ کنيم اين ارزش ها را ، پيروزي مملکت ما براي همين ارزش ها ست ، اين پيروزي قلوب بالاتر از پيروزي کشور است ... دائماً در نظرتان باشد که ما يک بندة خدائي هستيم ، که اين مردم ما را به اين محل رساندند و ما براي آنها بايد خدمت بکنيم ." جايگاه خدمت و خدمتگزاري در نظام جمهوري اسلامي . از زبان امام راحل (ره) با نگاهي گذرا به سيرة انبياء وامامان و خلف صالح آنان حضرت امام خميني (ره) و دقت در رفتار اين اسوه هاي حسنه ، به راحتي جايگاه رفيع خدمت و خدمتگزاري روشن خواهد شد. پيامبر عظيم الشأن که رحمت و محبت نبوي، بنياد و اساس رسالت او بود ،توجهي خاص براي خدمت به مردم داشت و خداوند بزرگ در معرفي چنين پيامبري پس از آنکه وي را " عزيزٌ عليه ما عنتم" معرفي مي کند واژه "حريصٌ عليکم " 4 را نيز مي آورد. در کلام آسماني فوق شدت علاقة پيامبر به هر گونه خير، سعادت، پيشرفت و ترقي ، به جهت خوشبختي انسان است و رسيدن به زمينه هاي فوق از طريق خدمت به مردم و رعايت افراد جامعه امکان پذيرخواهد بود. امام راحل با عنايت به هدايت هاي بزرگ ترين راهنماي عالم وجود به چنين راه مقدسي تأسي مي کند و در فرازي ازگفتار هاي عالمانه اش مي فرمايد : " من دعاگوي شما هستم و شما اين احتمال را بدهيد که اگر به من بگويند خدمتگزار بهتر از اين است که بگويند رهبر ، رهبري مطرح نيست ، خدمتگزاري مطرح است ، اسلام مارا موظف کرده است که خدمت بکنيم ، خدمتگزاري مطرح است ." امام بزرگوار درجائي ديگر به رهبر و شوراي رهبري آينده توصيه هائي ارائه کرده اند : " خود را وقف در خدمت به اسلام و جمهوري اسلامي و محرومان و مستضعفان بنمايند ." در فراز ديگري از سخنان امام راحل (ره) آمده است : " اگر چنين برنامه اي تحقق پيدا کند (حکومت ها به مردم خدمت کنند) محيط رعب از بين مي رود و محيط دوستي پيش مي آيد و مبدل به محيط برادري مي شود ، يک چنين محيطي که محيط برادري باشد ، ملت پشتيبان دولت است و اگر ملت پشتيبان يک دولتي شد ، دولت سقوط نمي کند ." سخن گهر بار ديگري از رهبر بزرگ انقلاب چنين است : " امروز شما با تعهد به اسلام و با تعهد به احکام اسلام و با تعهد به جمهوري اسلامي ، در خدمت بندگان خدا و مستضعفين باشيد و بيشتر از همه، طبقات ضعيف را ملاحظه کنيد و اين يک عبادت بزرگ است براي شما ، و من اميد وارم که شما به اين عبادت موفق باشيد ." ومهم تر از سخن فوق: "گمان نمي کنم عبادتي بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد " سخن معظمٌ له در ارزش خدمتگزاري چنين است : " من نمي توانم براي خدمتگزاري ، جواني که براي خدمتگزاري به اسلام شب تا صبح شب زنده داري مي کند و در حال خطر واقع مي شود ، مجاهده مي کند ، ارزش براي اين ما نمي توانيم حساب کنيم ... مگر غير از خدا مي تواند کسي به اين اعمال پاداش دهد ." " آنهائي که براي يک مستمند و يک مؤمن خدمت بکنند ، آن همه پيش خدا اجر دارند و شما که براي ميليون ها مستمند و ميليون ها مستضعف خدمت مي کنيد ، جز خداي تبارک و تعالي ، کسي نمي تواند احصا کند اجر شما را ." و نيز در جهت وظيفه حکومت ها فرموده است : " اسلام حکومت ها را موظف به خدمت کرده است ، ارتش در خدمت ملت باشد ، حکومت ها در خدمت مردم باشند . " امام خميني , رحمه الله عليه , که خوداسوه ايمان به خدا و خدمت به خلق بود, در دستورالعملي به فرزندشان , چنين مي نگارند: ] پسرم !... آنچه گفتم بدان معني نيست که خود رااز خدمت به جامعه کنار کشي و گوشه گير و کل بر خلق الله باشي که اين از صفات جاهلان متنسک است , يادرويشان دکان دار... پسرم !از زير بار مسؤوليت انساني که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است شانه خالي مکن که تاخت و تاز شيطان دراين ميدان , کمتراز تاخت و تاز در بين مسؤولين و دست اندکاران نيست] . محدوده خدمت ممکن است اين سئوال پيش بيايد که آيا خدمت , مطلقا,ارزش ذاتي دارد؟ در هر جا و به هرکس که خدمت بشود پسنديده و مورد ستايش است ؟ يا خدمت مسلمانان به يکديگر, در جامعه اسلامي است که داراي ارزش و اهميت است ؟ از نظراسلام , خدمت به مردم به تعبير روايات[ ناس] , عملي است مطلوب و شايسته . پيامبراکرم[ ص] فرمود: راس العقل بعدالدين انوددالي الناس واصطناع الخيرالي کل برو فاجر . پس ازايمان به خداوند, سرآمد تمام اعمال عاقلانه , بشر دوستي و نيک به مردم است چه خوب و درستگار باشند و چه فاسق و گناهکار. آنان که بسان خورشيد بر نيک و بد مي تابند و بخل وامساکي دراين جهت ندارند, بي شک خدمتگزار بشرند واز پاداش خداوند نيز بهره مند. امام موسي بن جعفر( ع ) فرمود: ان لله عبدا في الارض يسعون في حوائج الناس هم الامنون يومالقيامه خدا را در زمين بندگاني است که در برآوردن نيازمنديهاي مردم تلاش مي کنند. ايشان , در قيامت درامنيت وامان قرار دارند. اين گونه روايات , خدمت را, مطلقا,ارزش دانسته و محدوديتي در آن قائل نشده است روايات فراوان ديگري نيز داريم که در آنها قيد خدمت به مومن آورده شده که به برخي از آنهااشاره خواهيم کرد.از مجموع اين دو گروه از روايات چنين به دست مي آيد که خدمت رساني مساله اي است که داراي ارزش ذاتي و همانگونه که خدمت به مومن ازارزش والايي برخورداراست , خدمت به غير مومن نيزارزش است . |+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 9:36 خدمت رسانى از منظر اخلاق اسلامى
نهضت خدمت رسانى در همه ساحتهاى مختلف اسلام از جمله اخلاق اسلامى، مورد تاكید فراوان قرار گرفته و در نظام دینى موضوع خدمترسانى به صورت نهادینه شده مطرح مىگردد. فلسفه وجودى حكومت دینى، برقرارى عدالت و خدمت به مردم، و واگذارى و پذیرش مسئولیتها نیز در همین راستاست. از این رو، هر چه مسئولیت، مهمتر و بالاتر باشد، وظیفه خدمترسانى نیز سنگینتر مىشود. مقاله، در ادامه مطالب فوق، ارزشى و فعل اخلاقى بودن خدمت رسانى از دیدگاه اسلام را مورد بررسى قرار مىدهد و معیارهاى ارزشمندى آن را به بحث مىگذارد. پس از آن آداب خدمت ارزشمند و آثار اخلاقى، تربیتى آن را مطرح مىكند و بدین ترتیب با خاتمه و نتیجهگیرى پایان مىیابد. كلید واژهها: خدمت رسانى ـ اهتمام به امور مسلمین ـ ارزش اخلاقى ـ نوع دوستى و غیر خواهى - حسن فعلى ـ حسن فاعلى. خدمترسانى در اسلام را مىتوان در ساحتهاى مختلفى مورد بحث قرار داد؛ خدمت رسانى در دیدگاه آیات، روایات و ادعیه، سیره معصومین(ع)، سیره فقها، خدمت رسانى در ادبیات و هنر و شعر شاعران، خدمت رسانى از منظر كلامى، فقهى و از جمله اخلاقى. منظور ما ازارائه این مقاله، پاسخ بهاین پرسش است كه آیا خدمترسانى فعلىاخلاقى و ارزشى است یا خیر؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ، معیارها، آداب و آثار آن چیست؟ بى تردید، با ثابت شدنِ ارزشى بودن بحث خدمترسانى، ضرورت و اهمیت آن نیز روشنتر مىشود و خدمتگزاران را در خدمت بیشتر و بهتر، با انگیزه جلب رضایت خداوند متعال شایقتر و در خودسازى، تهذیب نفس و قرب الهى بهرهمند خواهد كرد. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 23:0 خدمتگزاری به مردم در سیره و سخن امام حسین علیه السلام
یکی از مهمترین آموزههای قرآن و اهل بیت علیهم السلام خدمتبه مردم و نیازمندان جامعه است . از دیدگاه مکتب حیاتبخش اهل بیت علیهم السلام خدمتگزاری به افراد جامعه، حد و مرزی ندارد و یک دین باور حقیقی در تمام صحنههای زندگی با الهام از رهبران آسمانی خویش میکوشد تا باری را از دوش دیگران بردارد و خدمتی را به بشر ارائه کند; گر چه فرد مخدوم، هم کیش او نباشد، البته خدمتبه اهل ایمان اهمیت ویژهای دارد .
امام حسین علیه السلام با تاکید بر این باور وحیانی میفرماید: «اعلموا ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلاتملوا النعم فتتحول الی غیرکم; (1) بدانید نیازمندیهای مردم که [به شما مراجعه میکنند] از نعمتهای الهی است پس نعمتها را افسرده نسازید [یعنی مبادا با رنجاندن مردم نیازمند کفران نعمت کنید] که این وظیفه خدمت رسانی به دیگران محول خواهد شد .» بزرگ رهبر جهان اسلام حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله در پیامی جهانی به پیروان خود چنین رهنمود میدهد: «ایما مسلم خدم قوما من المسلمین الا اعطاه الله مثل عددهم خداما فی الجنة; (2) هر مسلمانی که به گروهی از مسلمانان خدمت کند خداوند متعال به تعداد آنان، خدمتگزارانی را در بهشتبه او عطا خواهد کرد .» اساسا یکی از مهمترین آرزو و درخواستهای ائمه اطهار علیهم السلام از خداوند متعال توفیق خدمتگزاری به مردم بوده است و آنان این خواسته ارزشمند خویش را در قالب دعاها و سخنان گهربار خویش ابراز مینمودند . امام سجاد علیه السلام در دعای مکارم الاخلاق با پروردگار متعال چنین نجوا میفرماید: «واجر للناس علی یدی الخیر ولاتمحقه بالمن (3) ; خداوندا! انجام کارهای خیر را برای مردم، به دست من اجرا کن و خدمات نیکم را با منت گزاری ضایع مگردان .» رفع نیاز حاجتمندان و کمک به ارباب رجوع، از نکات قابل توجهی است که در جوامع حدیثی و منابع فقهی بخشهای مستقلی برای آن منظور شده است . «قضاء حاجة المؤمن» ، «خدمة المؤمن» ، «الاهتمام بامور المسلمین» ، «الطاف المؤمن و اکرامه» برخی از عناوین این ابواب است . در متن این گفتارهای سودمند، افزون بر ثوابهای اخروی خدمت رسانی، به نتایج پربار این صلتخداپسندانه در دنیا نیز اشاره شده است . در یکی از همین روایات، حضرت سیدالشهداء علیه السلام به خدمتگزاران راستین به مردم نوید میدهد: ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 22:19 سوال رييس جمهور از دانش آموزان؟ چگونه خدمتگزار خوبي براي جامعه باشيم
رييس جمهور در پيامي با تبريك آغاز سال تحصيلي به همه دانش پژوهان ، دانشگاهيان ، فرهنگيان ، دانش آموزان ، دانشجويان و ملت بزرگ ايران گفت:
مهر ماه حقيقتا ماه مهر است؟ چرا كه يك جنبش عظيم و مجاهدت گسترده براي كسب علم و معرفت آغاز ميشود . به گزارش ايرنا به نقل از پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري، متن كامل پيام دكتر محمود احمدي نژاد به اين شرح است: آغاز سال تحصيلي امسال مواجه شده است با شبهاي قدر و شهادت امير المومنان (ع) و روزهاي ماه مبارك رمضان و همه آنها براي ما الهام بخش است . امير مومنان (ع) به عنوان انسان كامل و امام مبين، الگوي همه بشريت در همه عصرها و نسل هاست. او باب علم پيامبر بزرگ الهي است؟ يعني دروازه علم ، دريچه معرفت ، آستانه ورود به دنياي دانش و معرفت و نيكي ها، امام علي (ع) است. در شبهاي قدر كه قرآن نازل ميشود - قرآن پايه علم ، تزكيه، حكمت و پايه تعالي بشر است - سرنوشت انسانها رقم زده ميشود. تقارن اين ايام براي ما بسيار الهام بخش است. ماه مبارك رمضان، ماه خودسازي است؟ خودسازي معنوي، علمي، شخصيتي و روحاني. آماده شدن براي ۱۱ماه تلاش و مجاهدت و ارتقاي تعالي روحي و معنوي براي يك زندگي جاويد و ابدي . امسال ليالي قدر و بزرگداشت امام با آغاز سال تحصيلي و جنبش عظيم علمي مقارن شده است و اين بسيار راهگشا، الهام بخش و مبارك است. مجموعه آموزش و پرورش بزرگترين، موثرترين ، مهمترين و عزيزترين مجموعه كشور است. همين امروز جامعه فرهنگيان ما، مومنترين ، انقلابيترين و پاك ترين اقشار جامعه هستند. هيچ كاري با كار جامعه فرهنگي ما قابل مقايسه نيست. بزرگترين خدمات، بزرگترين ابتكارات و خلاقيتها ، پيشرفتهاي علمي و معنوي و سياسي جامعه و دستاوردهاي اقتصادي در همه عرصهها مرهون دلسوزي ، فداكاري و تلاش صادقانه و مخلصانه جامعه فرهنگي است. من صميمانه از همه آنها تشكر ميكنم و دو سه نكته را عرض ميكنم و پرسش امسال را طرح خواهم كرد. دولت با همه توان، خودش را در كنار و در خدمت جامعه فرهنگي ميداند؟ با مشكلات و مضايقي كه هست و همگان اطلاع دارند. دولت با همه توان در تلاش است كه بهترين فرصت و فضا را در حد امكان براي خدمتگزاري جامعه فرهنگي فراهم كند. همه تلاشها اين است كه سرمايهگذاري ها و دلسوزيهاي دولت و جامعه فرهنگي متمركز در مدرسه و در جهت علم آموزي و تربيت نسلهاي مومن و شجاع باشد. من به جامعه فرهنگيان عرض ميكنم به فضل الهي اين تلاشها ثمر خواهد داد و جهشها و تحولات در راه است. اميدوارم و مطمئن هستم كه با دستان پرمهر و كلام زيبا و آموزنده و پرورشدهنده فرهنگيان و معلمان امسال هم نسل نوجوان و نسل جوان ما يكبار ديگر عدالت، مهرورزي و پيشرفت همه جانبه كشور را خواهد شنيد و خواهد آموخت و براي تحقق آن مصمم تر خواهدشد. خطاب به دانش آموزان عزيز عرض ميكنم كه قدر فرصت و دوران جواني و نوجواني را بدانيد. امروز شرايط براي شما مهياست و مسووليت و ماموريتهاي بزرگ ملي و بينالمللي در برابر شماست. بايد به سرعت راه كسب علم و معرفت و خودسازي را بپيماييد. احترام به معلم، دل دادن به كلام معلم ، ارادت به معلم، اين مقدمه و لازمه علم آموزي ، معرفت ، رسيدن و بدست آوردن فرصت براي كارهاي بزرگ و بزرگ تر است . من مطمئن هستم و اميدوارم كه نسل نوجوان و جوان ، قدر خودش ، قدر جامعه فرهنگي كشور و قدر فرصت خودسازي و علم آموزي را خواهد دانست. و اما به مسوولين آموزش و پرورش هم توصيهاي دارم. قدر جامعه فرهنگي را بدانيد. قدر خدمت و خدمتگزاري به بهترينهاي كشور و در بهترين عرصهها را بدانيد. تلاشهاي خوبي را داريد انجام ميدهيد. همه اين تلاشها بايد در متن جامعه فرهنگي همراه با جامعه فرهنگي و با كمك جامعه فرهنگي و مشاركت و نظارت آنها بيش از پيش گسترش پيدا كند. همه تلاشها براي خدمت به معلم و كلاس در رابطه معلم و دانش آموز بايد متمركز شود . خوشبختانه جهتگيري درست است اما بايد همه امكانات و توانها را بسيج كنيم و دولت هم آماده است . ان شاءالله و به فضل الهي نخواهيم گذاشت امسال جامعه فرهنگيان ما با بعضي مشكلات مالي و بودجهاي و كسريها مواجه شود. از هر كجا كه لازم باشد، بتوانيم و قوانين اجازه دهد، اين كار را خواهيم كرد تا جامعه فرهنگيان ما با آسودگي خاطر بيشتر - ان شاءالله - در خدمت تعالي كشور باشند. و اما پرسش امسال؟ طي سه سال سه پرسش مطرح شد. پرسش اول درباره عدالت ، پرسش دوم درباره مهرورزي و پرسش سوم درباره پيشرفت و تعالي همه جانبه كشور و امروز درباره -خدمتگزاري> است. بهتر از من ميدانيد كه بهترين انسانها نزد خدا ، نافعترين آنها براي خلق خداست . سوال كردند چه كسي بهترين انسانهاست. فرمودند: -خير الناس انفعهم للناس> يعني بهترين مردم كسي است كه نافع تر و مفيدتر براي جامعه و مردم باشد. به تعبير خودمان كسي كه خدمتگزار تر باشد؟ يعني همه زندگي و تمام عمر، توانايي و فرصتش را در اختيار خدمتگزاري به جامعه قرار دهد؟ خدمت علمي، خدمت فرهنگي ، تربيتي، اقتصادي ، فناوري ، سياسي. خدمتگزاري به جامعه بالاترين جايگاه براي يك انسان نزد خداوند است كه البته از مومنان و متقيان بر ميآيد. سوال اين است: -چه كنيم كه خدمتگزار خوبي باشيم . راههاي خدمتگزاري چيست ؟ چگونه بايد خدمت كرد؟ چه عواملي دست به دست هم بدهند كه روحيه خدمتگزاري درجامعه گسترش پيدا بكند؟ فوايد و نتايج خدمتگزاري چيست؟ تاثير خدمتگزاري روي فرد خدمتگزار چگونه است؟ تاثيرخدمتگزاري روي محيط اجتماعي ، روي منافع و مصالح يك ملت و در بسط فرهنگ مهرورزي و خدمتگزاري چيست؟ وظيفه آموزش و پرورش در اين رابطه چيست؟ وظيفه دولت و مسوولين ، وظيفه رسانهها و اصحاب فرهنگ و تبليغات در گسترش فرهنگ خدمتگزاري چيست ؟ آيا بدون روحيه خدمتگزاري در بين آحاد مردم، يك كشور و يك ملت ميتواند به قلههاي سعادت برسد ؟ آيا بدون روحيه خدمتگزاري ، مشكلات جامعه برطرف مي شود ؟ آيا بدون روحيه خدمتگزاري فاصلهها و تبعيضها و محروميتها برطرف خواهد شد ؟ سوال اين است كه چگونه خدمتگزار خوبي براي جامعه باشيم ؟ دانش آموزان چه ميتوانند بكنند ، چگونه ميتوانند به كشور، ملت و خانواده شان خدمت كنند ؟ جامعه فرهنگي ما چه ميتواند بكند و همين طور بقيه اقشار اميدوارم كه سال تحصيلي امسال سالي سرشار از نشاط ، پيشرفت و شادماني براي همه ملت ما به ويژه جامعه فرهنگي و آموزش و پرورش ما باشد و از خداي متعال ميخواهم كه در اين شبهاي قدر زيباترين، كاملترين و بهترين سرنوشت را براي جامعه فرهنگي ، ملت ما و همه بشريت رقم بزند و آن هم ان شاءالله ظهور مولاي هستي، نجات بخش همه بشريت، انسان كامل، مهدي موعود (ع) هست. |+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت 23:50 چه کنيم که خدمتگزار خوبي باشيم....؟
رئيس جمهور در پيامي با تبريک آغاز سال تحصيلي به همه دانش پژوهان، دانشگاهيان، فرهنگيان، دانش آموزان، دانشجويان و ملت بزرگ ايران گفت: مهر ماه حقيقتا ماه مهر است; چرا که يک جنبش عظيم و مجاهدت گسترده براي کسب علم و معرفت آغاز مي شود. در بخشي از متن پيام دکتر محمود احمدي نژاد آمده است: دولت با همه توان، خودش را در کنار و در خدمت جامعه فرهنگي مي داند; با مشکلات و مضايقي که هست و همگان اطلاع دارند. دولت با همه توان در تلاش است که بهترين فرصت و فضا را در حد امکان براي خدمتگزاري جامعه فرهنگي فراهم کند. همه تلاش ها اين است که سرمايه گذاري ها و دلسوزي هاي دولت و جامعه فرهنگي متمرکز در مدرسه و در جهت علم آموزي و تربيت نسل هاي مومن و شجاع باشد. من به جامعه فرهنگيان عرض مي کنم به فضل الهي اين تلاش ها ثمر خواهد داد و جهش ها و تحولات در راه است. خطاب به دانش آموزان عزيز عرض مي کنم که قدر فرصت و دوران جواني و نوجواني را بدانيد. امروز شرايط براي شما مهياست و مسئوليت و ماموريت هاي بزرگ ملي و بين المللي در برابر شماست. بايد به سرعت راه کسب علم و معرفت و خودسازي را بپيماييد. احترام به معلم، دل دادن به کلام معلم، ارادت به معلم، اين مقدمه و لازمه علم آموزي، معرفت، رسيدن و به دست آوردن فرصت براي کارهاي بزرگ و بزرگ تر است. من مطمئن هستم و اميدوارم که نسل نوجوان و جوان، قدر خودش، قدر جامعه فرهنگي کشور و قدر فرصت خودسازي و علم آموزي را خواهد دانست. و اما به مسئولان آموزش و پرورش هم توصيه اي دارم. قدر جامعه فرهنگي را بدانيد. قدر خدمت و خدمتگزاري به بهترين هاي کشور و در بهترين عرصه ها را بدانيد. تلاش هاي خوبي را داريد انجام مي دهيد. همه اين تلاش ها بايد در متن جامعه فرهنگي همراه با جامعه فرهنگي و با کمک جامعه فرهنگي و مشارکت و نظارت آنها بيش از پيش گسترش پيدا کند. همه تلاش ها براي خدمت به معلم و کلاس در رابطه معلم و دانش آموز بايد متمرکز شود. خوشبختانه جهت گيري درست است اما بايد همه امکانات و توان ها را بسيج کنيم و دولت هم آماده است. ان شا»الله و به فضل الهي نخواهيم گذاشت امسال جامعه فرهنگيان ما با بعضي مشکلات مالي و بودجه اي و کسري ها مواجه شود. از هر کجا که لازم باشد، بتوانيم و قوانين اجازه دهد، اين کار را خواهيم کرد تا جامعه فرهنگيان ما با آسودگي خاطر بيشتر -ان شا»الله -در خدمت تعالي کشور باشند. و اما پرسش امسال. طي سه سال سه پرسش مطرح شد. پرسش اول درباره عدالت، پرسش دوم درباره مهرورزي و پرسش سوم درباره پيشرفت و تعالي همه جانبه کشور و امروز درباره «خدمتگزاري» است. بهتر از من مي دانيد که بهترين انسانها نزد خدا، نافع ترين آنها براي خلق خداست. سوال کردند چه کسي بهترين انسانهاست. فرمودند: «خير الناس انفعهم للناس» يعني بهترين مردم کسي است که نافع تر و مفيدتر براي جامعه و مردم باشد. به تعبير خودمان کسي که خدمتگزارتر باشد; يعني همه زندگي و تمام عمر، توانايي و فرصتش را در اختيار خدمتگزاري به جامعه قرار دهد; خدمت علمي، خدمت فرهنگي، تربيتي، اقتصادي، فناوري، سياسي. خدمتگزاري به جامعه بالاترين جايگاه براي يک انسان نزد خداوند است که البته از مومنان و متقيان برمي آيد. سوال اين است: «چه کنيم که خدمتگزار خوبي باشيم. راههاي خدمتگزاري چيست؟ چگونه بايد خدمت کرد؟ چه عواملي دست به دست هم بدهند که روحيه خدمتگزاري درجامعه گسترش پيدا بکند؟ فوايد و نتايج خدمتگزاري چيست؟ تاثير خدمتگزاري روي فرد خدمتگزار چگونه است؟ تاثيرخدمتگزاري روي محيط اجتماعي، روي منافع و مصالح يک ملت و در بسط فرهنگ مهرورزي و خدمتگزاري چيست؟ وظيفه آموزش و پرورش در اين رابطه چيست؟ وظيفه دولت و مسئولان، وظيفه رسانه ها و اصحاب فرهنگ و تبليغات در گسترش فرهنگ خدمتگزاري چيست؟ آيا بدون روحيه خدمتگزاري در بين آحاد مردم، يک کشور و يک ملت مي تواند به قله هاي سعادت برسد؟ آيا بدون روحيه خدمتگزاري، مشکلات جامعه برطرف مي شود؟ آيا بدون روحيه خدمتگزاري فاصله ها و تبعيض ها و محروميت ها برطرف خواهد شد؟ سوال اين است که چگونه خدمتگزار خوبي براي جامعه باشيم؟ دانش آموزان چه مي توانند بکنند، چگونه مي توانند به کشور، ملت و خانواده شان خدمت کنند؟ جامعه فرهنگي ما چه مي تواند بکند و همين طور بقيه اقشار؟» اميدوارم که سال تحصيلي امسال سالي سرشار از نشاط، پيشرفت و شادماني براي همه ملت ما به ويژه جامعه فرهنگي و آموزش و پرورش ما باشد و از خداي متعال مي خواهم که در اين شب هاي قدر زيباترين، کامل ترين و بهترين سرنوشت را براي جامعه فرهنگي، ملت ما و همه بشريت رقم بزند و آن هم ان شا»الله ظهور مولاي هستي، نجات بخش همه بشريت، انسان کامل، مهدي موعود (ع) هست.
ابتكار |+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت 23:48 پيام وزير آموزش و پرورش به مناسبت آغاز سال تحصيلی 88- 1387
دكتر عليرضا علي احمدي در پيامي فرارسيدن سال تحصيلی 88- 1387 را تبريك گفت .
به گزارش بازیاب متن پيام تبريك وزير آموزش و پرورش به مناسبت آغاز سال تحصيلی 88- 1387به شرح ذيل مي باشد : تقارن بهار سبز تعليم و تربيت با بهار دل انگيز قرآن, فرصتی است مبارک و مغتنم برای ما فرهنگيان که با بهره مندی از ضيافت پرنور الهی و کسب پشتوانه های ارزشمند معنوی بيش از پيش در خدمت نظام مقدس تعليم و تربيت و شکوفائی استعدادهای فراگيران در سايه سار مهرورزی و عدالت محوری باشيم. اين تقارن خجسته با معنوی ترين روزهای ماه مبارک رمضان و شبهای قدر, يادآور نزول جامع ترين و ماندگارترين کتاب الهی بر بشريت است که مبين ضرورت تحول آفرينی در آموزش و پرورش برمبنای دين مبين اسلام با توجه به مطالبه رهبر عظيم الشأن جمهوری اسلامی ايران به منظور تقويت هويت دينی و ملی نسل در حال تحصيل کشور است که می تواند زمينه ساز تحولات فکری و روحی آنان و پرورش استعدادهای نهفته در وجود آنان و پاسخگويی به نيازهای آموزشی و مهارتی کشور باشد. از سويی دقيق تر که می شويم همزمانی اول ماه مهر با شهادت آموزگار بزرگ بشريت, اميرالمؤمنين, علی (ع), که رستگاری خود را در گرو راستکاری و تلاش بی وقفه و جان نثارانه در راه خداوند متعال می دانست و با آموزه های عملی, درس ايمان و عدالت به مسلمانان آموخت برای اذهان نکته بين معلمان فرهيخته و فرهنگيان والا مقام, بيانگر آن است که معلمان, مربيان و متوليان تعليم و تربيت بايد خود الگويی تمام عيار از يک مسلمان واقعی باشند. زيرا آنچه از طريق رفتار و عمل معلم به دانش آموز منتقل می شود. هرگز از راه درس و سخن انتقال نخواهد يافت و اين همان شغل شريف انبياء است. ترديدی نيست که سازندگی کشور و پرورش نسلی آرمانی, عدالت خواه, عالم, مهربان, سخت کوش, انقلابی, خلاق, مؤمن و متعهد, هدف مشترک يکايک ايرانيان عزيز و خانواده هاست. پس مشارکت بيشتر مردم و تمامی دستگاه های فرهنگی کشور در جهت رسيدن به آرمان های بزرگترين دستگاه کشور در عرصه های فرهنگی و آموزشی و کمک به آموزش و پرورش برای ايجاد و اجرای برنامه های توسعه و تربيت همه جانبه فرزندان اين مرز و بوم, اعم از دانش آموزان شهری, روستايی و عشايری, کودکان تيزهوش, عادی و دارای نيازهای خاص استثنائی و غيره برای کسب مهارت های زندگی, ضروری است. تعامل و همکاری مدير, معلم, مشاور, خانواده و دانش آموز در اين راستا و تقويت روحيه ی دانش آموزان برای تعليم و تربيت, پژوهش, خلاقيت, نوآوری, کارآفرينی, با ياری خداوند متعال تحقق اهداف بلند سند چشم انداز 20 ساله را در پی خواهد داشت. فرهنگيان عزيز و معلمان گرانقدر بياييد همه با هم به دعوت اميرالمؤمنين لبيک گفته و با ورع, اجتهاد (کار سخت کوشانه), عفت و پاکدامنی, سواد و محکم کاری خويش, فرهنگ آموزش و پرورش را متحول نمائيم. ضمن تبريک مجدد به مناسبت بازگشايی مدارس, از خداوند منان, سال تحصيلی پربار و موفقی را در سال 88- 1387 برای همگان خواستارم. |+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت 23:20 پرسش مهر احمدی نژاد در آغاز سال تحصیلی جدید
رييس جمهور در پيامي با تبريك آغاز سال تحصيلي به همه دانش پژوهان ، دانشگاهيان ، فرهنگيان ، دانش آموزان ، دانشجويان و ملت بزرگ ايران گفت: مهر ماه حقيقتاً ماه مهر است؛ چرا كه يك جنبش عظيم و مجاهدت گسترده براي كسب علم و معرفت آغاز مي شود . |+| نوشته شده توسط مریم مظاهری در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت 23:16 |
| ||||||

